مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان مطرح کرد:هویت ایرانی در قاب فرهنگ سیستانوبلوچستان
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صبح هامون به نقل از «عصرهامون»، فرهنگ و هنر سیستان و بلوچستان با پیشینهای غنی و تنوعی کمنظیر، بخشی مهم از هویت این سرزمین را شکل داده است؛ با این حال، تغییرات اجتماعی، گسترش فضای مجازی و فاصله نسلی، پرسشهای تازهای درباره سیاستگذاری فرهنگی، حمایت از هنرمندان و نحوه معرفی ظرفیتهای استان در سطح ملی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، نقش رسانهها و متولیان فرهنگی در روایت درست ظرفیتهای استان و ایجاد پیوند میان میراث فرهنگی و نیازهای نسل جدید، بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند. از سوی دیگر، تعدد رسانهها و فعالان فرهنگی الزاماً به معنای شکلگیری یک جریان منسجم فرهنگی و رسانهای نیست و موضوعاتی همچون توانمندسازی اصحاب رسانه، حمایت از تولیدات فرهنگی، تقویت ادبیات و زبانهای بومی، حفظ جایگاه زبان فارسی و ایجاد گفتگو با نسل جدید، همچنان از مطالبات جدی این حوزه به شمار میرود.
عبدالسلام بلوچزهی مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی سیستان و بلوچستان، در گفتگوی تفصیلی با خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری تحلیلی صبح هامون به نقل از «عصرهامون»، با تشریح مهمترین برنامهها و رویکردهای فرهنگی استان، از ضرورت تقویت هویت و انسجام ملی، توجه همزمان به زبان فارسی و گویشهای بومی، فاصله میان سیاستگذاری فرهنگی و نسل جدید، ظرفیتهای فضای مجازی و حمایت از هنرمندان سخن گفت.
وی همچنین درباره وضعیت رسانههای استان، جشنواره مطبوعات، برنامههای آموزشی و توانمندسازی اصحاب رسانه، حمایتهای معیشتی و بیمهای از هنرمندان و اقدامات ماندگار فرهنگی و هنری انجامشده در استان توضیح داد.
تعریف رسانه در جهان امروز چیست؟
تعریف رسانه در جهان امروز تغییر کرده است. البته از منظر نهادهای دولتی، همچنان تعریف مشخصی از رسانه وجود دارد، اما در جامعه افرادی هستند که بهصورت مستقل در فضای مجازی فعالیت رسانهای میکنند. برای مثال، ممکن است فردی در یک روستا فعالیت رسانهای داشته باشد و ظرفیتهای آن منطقه را معرفی کند. همین فرد نیز در واقع از ظرفیت و قدرت رسانه استفاده میکند.
امروز پلتفرمهای مختلفی در اختیار مردم قرار دارد و افراد میتوانند از این ظرفیتها برای اطلاعرسانی، معرفی توانمندیها و اثرگذاری اجتماعی استفاده کنند. برای مثال، اینستاگرام بهعنوان یک پلتفرم تصویرمحور، ظرفیت قابل توجهی ایجاد کرده است؛ البته صرف فعالیت در یک پلتفرم به معنای بهرهگیری کامل از ظرفیت رسانه نیست و نوع محتوا و میزان اثرگذاری نیز اهمیت دارد.
سیستان و بلوچستان سابقه خوبی در حوزه رسانه دارد. زمانی که مطبوعات کاغذی، تنها مسیر دسترسی مردم به اخبار و اطلاعات بودند، روزنامهفروشیها یکی از مراکز مهم مراجعه مردم محسوب میشدند. خود ما هم در دوران مدرسه مرتب به روزنامهفروشیها مراجعه میکردیم و نشریات مختلف را تهیه میکردیم. در آن دوره، نشریات استانی خوبی منتشر میشد که برخی از آنها محتوای بسیار مناسبی داشتند، اما استمرار انتشار بعضی از این نشریات وجود نداشت. نشریاتی هم بودند که نگاه تحلیلی خوبی نسبت به مسائل استان داشتند.
امروز یکی از موضوعاتی که احساس میکنم در رسانههای استانی کمتر به آن پرداخته میشود، تحلیل مسائل و نگاه انتقادی است. بیشتر به سمت انعکاس موضوعات رفتهایم، در حالی که رسانه باید بتواند علاوه بر انعکاس رویداد، با نگاه تحلیلی و انتقادی نیز به مسائل ورود کند. در گذشته نشریاتی مانند «صبح زاهدان» را دنبال میکردم که افراد باسواد و توانمندی در آن فعالیت داشتند. این ظرفیت همچنان وجود دارد، اما امروز بیش از گذشته به نگاههای تحلیلی و انتقادی در استان نیاز داریم.
چگونه میتوان جریان رسانهای منسجم ایجاد کرد؟
ما امروز با تعدد رسانهها مواجه هستیم، اما هنوز نتوانستهایم یک جریان رسانهای منسجم و پیوسته در استان ایجاد کنیم. به نظرم باید این موضوع جدیتر دنبال شود. این مسئله را در جلسه پیشین شورای فرهنگ عمومی نیز مطرح کردیم و قرار شد مجدداً با اصحاب رسانه جلساتی داشته باشیم، دغدغهها و نقطهنظرات آنها را دریافت کنیم و برای برداشتن گامهای مؤثرتر برنامهریزی کنیم. هدف این است که یک جریان رسانهای در استان شکل بگیرد و در کنار آن، توانمندی اصحاب رسانه نیز افزایش پیدا کند؛ یعنی از نظر سواد رسانهای، دانش تخصصی و مهارتهای حرفهای، رسانههای استان تقویت شوند.
وضعیت معیشتی اصحاب رسانه چگونه است؟
این مسئله، موضوعی فراگیر است و فقط به اصحاب رسانه محدود نمیشود؛ اصحاب فرهنگ و هنر نیز با چنین مشکلاتی مواجه هستند. در استان ما بهصورت سنتی این روند وجود داشته که اگر پدر در یک حوزه هنری فعالیت میکرد، فرزند نیز به همان سمت میرفت. اما تحولات اجتماعی و تغییرات جدید باعث شده است که این شرایط تغییر کند.
امروز ممکن است فردی تمام وقت خود را صرف هنر یا فعالیت فرهنگی خود کند، اما نتواند از این طریق معیشتش را تأمین کند. از سوی دیگر، اگر بخواهد صرفاً به دنبال تأمین معیشت خود برود، ممکن است از هنر و فعالیت تخصصی خود فاصله بگیرد و در نهایت نه به معیشت مطلوب برسد و نه بتواند در حوزه هنری خود پیشرفت کند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این زمینه تدابیری اندیشیده است و من نیز معتقدم باید برای اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه حمایتهای لازم صورت بگیرد.
رسانه به تجهیزات نیاز دارد و ما در این زمینه تسهیلاتی داریم که میتوانیم در اختیار اصحاب رسانه قرار دهیم تا بتوانند از این ظرفیت برای تقویت فعالیت رسانهای خود استفاده کنند. رسالت ما در ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، بسترسازی و هدایت جریانهای فرهنگی و هنری است و تلاش میکنیم در این مسیر از اصحاب فرهنگ، هنر و رسانه حمایت کنیم.
برگزاری جشنواره مطبوعات چه اثری دارد؟
جشنوارهها در وهله نخست این تأثیر را دارند که اصحاب رسانه را در کنار یکدیگر جمع میکنند. همین موضوع در ابتدای امر اهمیت دارد و میتواند انگیزه ایجاد کند. وقتی یک فعال رسانهای از یکی از شهرهای دور استان در جشنواره حضور پیدا میکند و در کنار دیگر رسانهها قرار میگیرد، با تولیدات و شیوههای جدید کار آشنا میشود. ممکن است یک رسانه تولید محتوای جدیدی انجام داده باشد و همین موضوع باعث شود فرد دیگری نیز برای دوره بعد انگیزه پیدا کند که روشهای جدیدتری را تجربه کند. به نظر من یکی از آثار مهم جشنوارهها همین ایجاد انگیزه و تلنگر به اصحاب رسانه است.
برای آموزش اصحاب رسانه چه برنامهای دارید؟
برای سال جاری و سال آینده، برنامهای را در قالب یک منشور دنبال میکنیم که سه محور اصلی دارد؛ آموزش، توانمندسازی و حمایت از تولید. در طول این دوره، آموزشهای مختلفی برای اصحاب رسانه خواهیم داشت. بخشی از این آموزشها انجام شده، اما این روند ادامهدار خواهد بود. توانمندسازی نیز اهمیت زیادی دارد. حتی بسیاری از رسانههای باسابقه استان نیز نیاز دارند دانش و مهارتهای خود را بهروز کنند و با شیوههای جدید فعالیت رسانهای همراه شوند.
در بخش حمایت از تولید نیز تلاش میکنیم بر اساس سنجهها و شاخصهای مشخص، رسانههایی را که عملکرد مطلوبی دارند شناسایی کنیم و از آنها حمایت شود. برای مثال، اگر چهار رسانه در یک حوزه به شکل بسیار خوبی فعالیت میکنند، میتوان حمایتهایی را برای تقویت تولیدات آنها در نظر گرفت. این رویکرد فقط به رسانه محدود نمیشود و در رشتههای مختلف فرهنگی و هنری نیز دنبال خواهد شد؛ از جمله در حوزه تئاتر و هنرهای تجسمی.
چرا از جشنوارهمحوری فاصله میگیرید؟
رویکرد ما برای سال جاری و سال آینده این است که تا حدی از جشنوارهمحوری فاصله بگیریم. معمولاً در بسیاری از موارد، زمانی که جشنواره اعلام میشود یا به زمان برگزاری جشنواره نزدیک میشویم، افراد و رسانهها برای حضور در آن شروع به تولید محتوا میکنند. در این شرایط ممکن است فرد بدون اینکه زمان کافی برای فکر کردن و کار کردن روی موضوع داشته باشد، اثری تولید کند که خروجی مطلوبی نداشته باشد. اما اگر یک فرد یا رسانه، یک سال یا حتی دو سال روی موضوعات تخصصی خود کار کند، آموزش ببیند، تجربه کسب کند و تولیدات مستمر داشته باشد، زمانی که جشنواره برگزار میشود، قطعاً کیفیت خروجیها نیز بهتر خواهد بود. بنابراین تلاش ما این است که به جای تمرکز صرف بر جشنواره، روی فرآیند آموزش، توانمندسازی و تولید مستمر تمرکز کنیم تا در نهایت شاهد ارتقای واقعی کیفیت رسانههای استان باشیم.
رویکرد شما در حوزه فرهنگ استان چیست؟
یکی از موضوعاتی که در این مدت دنبال کردهایم، این بوده که فرهنگ استان و ظرفیتهای فرهنگی مردم سیستان و بلوچستان در سطح کشور و در سطح ملی دیده شود. گاهی تعریف ما از فرهنگ با آن چیزی که واقعاً بر عهده حوزه فرهنگ است، تفاوت دارد.
فرهنگ، همه داشتههای کهن ماست؛ مجموعهای از تجربیات، هنجارها و ارزشهایی که نیاکان ما در طول زمان آنها را آزمودهاند و به یک جمعبندی رسیدهاند. یکی از تعاریف معروف فرهنگ نیز بر همین موضوع تأکید دارد؛ فرهنگی که حاصل مجموعهای از دانش، باورها، هنر، اخلاق، قانون، آداب و رسوم و دیگر قابلیتهایی است که انسان بهعنوان عضوی از جامعه به دست میآورد.
البته ممکن است نیاکان ما در بستر زمان، هنجارهایی داشته باشند که برخی از آنها همچنان باید حفظ شوند و برخی دیگر با تغییر شرایط اجتماعی، دیگر کارکرد گذشته را نداشته باشند. بنابراین باید میان آنچه از فرهنگ گذشته ارزشمند و ماندگار است و آنچه در طول زمان کارکرد خود را از دست داده، تفکیک قائل شویم. نگاه ما در برنامهریزیهای فرهنگی نیز همین است؛ یعنی باید داشتههای ارزشمند فرهنگی را تقویت کنیم و در عین حال، متناسب با شرایط امروز جامعه حرکت کنیم.
هویت ملی چه جایگاهی در برنامههای فرهنگی دارد؟
در حوزههایی مانند شعر و ادبیات نیز مسئله اصلی از نگاه ما، هویت و بهویژه هویت ملی است. اگر بخواهیم انسجام ملی را تقویت کنیم، باید بر نقاط مشترک و ارزشهایی تمرکز کنیم که همه ایرانیان، فارغ از قومیت و باورهای مختلف، میتوانند بر سر آنها به توافق برسند. یکی از این نقاط مشترک، زبان فارسی است.
نگاه ما این بوده که همه مردم را حول مفهوم «وطن» گرد هم بیاوریم. در زمان جنگ نیز رویدادی با عنوان «مادرم ایران» برگزار کردیم؛ زیرا وطن را میتوان به مادر تشبیه کرد. ممکن است فردی با من همفکر نباشد و از نظر فکری و فرهنگی فاصله زیادی با من داشته باشد، اما وقتی بحث وطن مطرح میشود، میتواند در راستای وطن و منافع ملی فعالیت کند. بنابراین باید روی مؤلفههایی کار کنیم که به انسجام ملی منجر میشوند و این نیز بخشی از رسالت فرهنگی ماست.
زبانهای بومی چه نقشی در فرهنگ دارند؟
تقویت زبان فارسی به معنای نادیده گرفتن زبانها و گویشهای بومی نیست. اتفاقاً زبانها و گویشهای محلی اهمیت زیادی دارند و میتوانند در تقویت زبان ملی نیز نقش داشته باشند. زبانهای بومی و گویشهای مختلف کشور، بازماندههایی از زبانهای کهن ایرانی هستند و بسیاری از واژگانی که امروز در متون و زبان فارسی مورد استفاده قرار میگیرند، ریشههای تاریخی دارند. این زبانها حتی در پژوهشهای زبانی و تحلیل متون تاریخی میتوانند راهگشا باشند.
بسیاری از واژگان در متون قرون اولیه زبان فارسی وجود داشتهاند و هنوز در برخی زبانها و گویشهای ایرانی مورد استفاده قرار میگیرند. بنابراین نگاه ما به زبانهای بومی، نگاه تهدیدمحور نیست؛ بلکه آنها را بخشی از میراث زبانی کشور و تقویتکننده زبان ملی میدانیم.
کدام ظرفیت فرهنگی استان نیازمند توجه بیشتری است؟
به نظرم یکی از حوزههایی که نیازمند تلاش بیشتری است، ادبیات و زبانهای بومی استان است. امروز اگر از من یا شما بپرسند چند شاعر سیستان و بلوچستان را نام ببرید، با وجود تعدد شاعران و نویسندگان استان، شاید تنها نام یک یا دو نفر بیشتر به ذهنمان نرسد.
وقتی با چنین وضعیتی مواجه هستیم، یعنی در حوزه ادبیات، زبان و گویشهای استان همچنان نیازمند کار جدی هستیم. این تلاش باید در راستای همان انسجام ملی باشد؛ یعنی زبانها و گویشهای ایرانی را تقویت کنیم، نه اینکه آنها را بهعنوان یک تهدید ببینیم. در عین حال باید توجه داشته باشیم که زبان ملی و معیار نیز باید تقویت شود.
چگونه میتوان نسل جدید را با فرهنگ بومی همراه کرد؟
یکی از مشکلات ما این است که گاهی افراد کاملاً سنتگرا برای نسل جدید برنامهریزی میکنند؛ در حالی که بین نگاه و تفکر سیاستگذاران و کف جامعه فاصله ایجاد شده است. بسیاری از اتفاقاتی که در کشور رخ میدهد، ناشی از همین فاصله تفکری است. نسل جدید بسیاری از موضوعات را با همان ادبیات و شیوهای که نسلهای گذشته میپذیرفتند، قبول نمیکند. شما ببینید نسل جدید نسلی است که با یک ضربه روی صفحه تلفن همراه، برنامهای را میبندد و سراغ برنامه دیگری میرود. ما باید متناسب با این نسل برنامه داشته باشیم.
متأسفانه در طول یکی دو دهه گذشته، در بسیاری از زمینهها برنامه متناسب و مؤثری برای نسل جدید نداشتهایم و نتیجه آن نیز همین فاصلهای است که امروز در جامعه مشاهده میکنیم. نسل جدید را نمیتوان صرفاً با دستور و اجبار همراه کرد. این نسل سؤال دارد و پاسخ میخواهد. هر پاسخی را هم نمیپذیرد؛ پاسخها باید برای او قانعکننده باشد. بنابراین اگر بگوییم در این سالها برای نسل جدید بهطور کامل و مؤثر کار کردهایم، اغراق کردهایم. واقعیت این است که این فاصله در جامعه مشهود است.
راهکار ارتباط با نسل جدید چیست؟
راهکار ما این است که ابتدا بتوانیم با نسل جدید دیالوگ و گفتگو ایجاد کنیم. نمیتوانیم در یک اتاق دربسته بنشینیم و برای نسلی تصمیم بگیریم که هیچ ارتباطی با آن نسل و تفکراتش نداریم. وقتی با نسل جدید گفتوگو کنیم، تازه متوجه میشویم که در سطح کشور برنامههای موجود تا چه اندازه توانستهاند با نیازهای این نسل ارتباط برقرار کنند. ممکن است صدها برنامه، سند و دستورالعمل وجود داشته باشد، اما اگر این برنامهها در میدان عمل اثرگذار نباشند، طبیعتاً نتیجه مطلوبی نخواهند داشت.
فضای مجازی چه نقشی در فعالیت فرهنگی دارد؟
فضای مجازی یک ظرفیت بسیار بزرگ است و اینکه این فضا ما را با سرعت زیادی به سمت جلو برده، قابل کتمان نیست. البته فضای مجازی آسیبهای خود را نیز دارد و باید برای آسیبهای آن برنامه داشت.
من معتقدم محتوای مبتذل و آسیبزا که ممکن است برای نسلهای جدید مناسب نباشد، باید مدیریت و کنترل شود. اما این موضوع نباید به معنای حذف یا نادیده گرفتن فضای مجازی باشد. ما باید از فضای مجازی استفاده کنیم و مردم باید بتوانند از این ظرفیت بهره ببرند.
اگر بخواهیم از ظرفیت فضای مجازی برای دسترسی به مقاله، محتوای آموزشی، فرهنگی و علمی استفاده کنیم، این فضا میتواند بسیار مؤثر باشد. به اعتقاد من، مزایا و ظرفیتهای فضای مجازی بسیار بیشتر از آسیبهای آن است؛ به شرط آنکه استفاده درست و مدیریتشدهای از این ظرفیت داشته باشیم.
آیا حمایت از هنرمندان کافی است؟
حمایتی که هنرمندان انتظار دارند، چه در استان و چه در سطح کشور، هنوز به اندازه کافی انجام نشده است. البته اقداماتی انجام شده است. هنرمندانی که عضو صندوق مربوط به هنرمندان هستند، میتوانند از بیمه و بیمه تکمیلی استفاده کنند. همچنین هنرمندانی که دارای درجه یک هنری هستند، از برخی حمایتها از جمله بیمه تکمیلی و مستمری ماهانه بهرهمند میشوند.
هنرمندانی که دچار ازکارافتادگی شدهاند نیز مستمری دریافت میکنند. البته این مستمری اندک است و صرفاً نشاندهنده این است که ما این افراد را فراموش نکردهایم؛ اما به هیچ عنوان نمیتوان گفت این حمایتها کافی و مؤثر به معنای کامل آن است. از طریق مؤسسات نیز تفاهمنامههایی منعقد میشود و از هنرمندان در قبال تولید و فعالیتی که انجام دادهاند حمایتهایی صورت میگیرد.
با همه این تفاسیر، قبول دارم که حمایت مورد انتظار هنرمندان هنوز محقق نشده است و ما تلاش میکنیم شرایط بهتری برای آنها فراهم کنیم. همچنین تلاش داریم تعداد هنرمندان عضو صندوق افزایش پیدا کند تا افراد بیشتری بتوانند از بیمه و خدمات حمایتی استفاده کنند. در مورد هنرمندانی که دچار بیماریهای خاص هستند نیز موضوع بیمه تکمیلی رایگان را پیگیری کردهایم تا درگیر بار سنگین هزینههای درمان نشوند.
مهمترین اقدامات فرهنگی این دوره چه بوده است؟
تلاش ما این بوده که در حوزه فرهنگ و هنر، نگاه تخصصی داشته باشیم و از مسائل و اقدامات صرفاً مقطعی عبور کنیم. دو موضوع برای ما اهمیت داشته است؛ نخست اینکه اقدامات کاملاً تخصصی باشند و دوم اینکه تا حد امکان ماندگار باشند. البته بسیاری از رویدادهای مناسبتی نیز برگزار شده و این اقدامات لازم هستند، اما نگاه ما این است که در کنار رویدادها، به سمت کارهای ماندگار حرکت کنیم. بهعنوان نمونه، در استان رویدادهای مهمی برگزار کردیم و حتی مهمانان کشوری نیز در آنها حضور داشتند. حضور هنرمندان پیشکسوت و بانوان هنرمند استان نیز در این برنامهها مورد توجه قرار گرفت.
یکی از اقدامات مهم ما، استفاده از ظرفیت هنرمندان و گرافیستهای مطرح در سطح بینالمللی بود. در همین راستا با ۲۶ گرافیست مطرح همکاری کردیم و آنها آثاری را با موضوع شهرهای مختلف استان تولید کردند. برای مثال، یک هنرمند اسپانیایی اثری درباره ایرانشهر تولید کرد و هنرمندانی از کشورهای عربی نیز آثاری درباره زابل آماده کردند.
هدف ما این است که این آثار صرفاً در حد یک نمایشگاه باقی نمانند و به آثار ماندگار شهری تبدیل شوند. در همین راستا، ظرفیت گالریها و نگارخانهها، استرابوردهای شهری و دیوارنگارهها را دنبال میکنیم تا متناسب با هر شهر، آثار هنری در فضای شهری ماندگار شوند. برای مثال، اگر یک گرافیست بینالمللی درباره یک شهر اثر تولید کرده است، میتوان با همکاری شهرداری، دیواری را برای اجرای آن اثر در نظر گرفت تا این اثر به یک دیوارنگاره ماندگار تبدیل شود.
شبهای تخصصی هنرمندان ادامه پیدا میکند؟
یکی دیگر از اقداماتی که خودم از آن رضایت دارم، برگزاری شبهای تخصصی هنرمندان بود. در این برنامهها از هنرمندان تأثیرگذار استان دعوت و درباره فعالیت و آثار آنها برنامه تخصصی برگزار میکردیم. این برنامه پس از مدتی به دلیل شرایط نابسامان کشور متوقف شد، اما قصد داریم شبهای تخصصی هنرمندان را ادامه دهیم؛ چراکه معتقدیم باید از فعالیت و جایگاه هنرمندان تأثیرگذار استان تجلیل و برای معرفی آنها به جامعه تلاش شود.
نمایشگاههای تخصصی در خانه هنرمندان و همچنین برنامههایی در تالار وحدت و دیگر اقدامات تخصصی نیز در این مدت انجام شده است. در مجموع، رویکرد ما حرکت به سمت تخصصی شدن فعالیتها و عبور از اقدامات صرفاً مقطعی بوده است.
زبانهای بومی چه کمکی به زبان ملی میکنند؟
زبانهای بومی و گویشهای محلی میتوانند تقویتکننده و به نوعی مرجع زبان ملی ما باشند. زبانها در طول تاریخ تحت تأثیر ارتباطات میان اقوام و ملتها قرار گرفتهاند و واژگان مختلف وارد زبانها شدهاند. حتی زبان فارسی نیز از این موضوع مستثنا نیست و واژگان مختلفی از زبانهای دیگر وارد آن شده است.
یکی از راههای تقویت زبان ملی، توجه به زبانها و گویشهای محلی است و فرهنگسراهای زبانی نیز میتوانند در این زمینه مورد استفاده قرار گیرند. اما در کنار همه اینها باید یک نکته را فراموش نکنیم؛ زبان ملی و معیار نباید تضعیف شود. ممکن است اگر رویکرد ما صرفاً به سمت زبانها و گویشهای بومی باشد، در آینده دهها و حتی صدها شاعر گویشی داشته باشیم، اما در عرصه زبان ملی، شاعران و نویسندگان مطرح کمتری داشته باشیم. نباید زبان فارسی را به یک قومیت خاص محدود کنیم یا جایگاه آن را تقلیل دهیم. یکی از بزرگترین دستاوردهای تمدن ایرانی، همین زبان فارسی است.
پیش از دوره استعمار، زبان فارسی در بخش گستردهای از منطقه، از ترکستان تا کرانههای مدیترانه و از خوارزم و قفقاز تا سواحل جنوبی دریای عمان و خلیج فارس، زبان ارتباط و دیوانی بود. کسی که زبان فارسی میدانست، از دربار هند تا دربار پادشاهان عثمانی میتوانست امور خود را اداره کند. حتی روایتهایی تاریخی درباره استفاده از زبان فارسی بهعنوان زبان واسط میان پادشاهان و ملتهایی وجود دارد که زبان مشترک دیگری نداشتند.
پس از دوره استعمار، زبانهای اروپایی در بسیاری از این مناطق جایگزین زبان فارسی شدند. بنابراین باید به گویشها و زبانهای محلی توجه ویژه داشته باشیم، اما این توجه باید در راستای تقویت زبان ملی باشد، نه به قیمت فراموشی زبان فارسی؛ چراکه زبان ملی یکی از محورهای اتحاد و هویت ملی ماست.
انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید