یادداشت؛پاسخ متفاوت به یک مطالبه بزرگ
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صبح هامون به نقل از «عصرهامون» امیرحمزه قوی پنجه، فعال فرهنگی، در یادداشتی با نگاهی تحلیلی به این موضوع، ابعاد حقیقی انتقام خون شهید و مسیر تحقق آن را تحلیل کرد.
در سوره بقره آمده است: «وَالْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ.» و در جای دیگر از این سوره نیز آمده است: «اَلفِتنَهُ اَکبَرُ مِنَ القَتل»؛ بر اساس این آیات الهی، همانگونه که فتنه بدتر و بزرگتر از قتل است، انتقام از خونِ شهدای جبههٔ حق از جمله امام و رهبرِ شهیدِ جامعه نیز بر این مبنا نه قصاصِ نفس بلکه رفعِ فتنه و قطعِ ریشهٔ ظلم، فساد و فتنه در جامعه، منطقه و جهان است.
امام خمینی رحمهالله علیه فرمودند: «این یک تکلیف الهی است برای همه که اهم تکلیفهایی است که خدا دارد، یعنی حفظ جمهوری اسلامی از حفظ یک نفر ولو امام عصر باشد اهمیتش بیشتر است، برای اینکه امام عصر هم خودش را فدا میکند برای اسلام. همه انبیا از صدر عالم تا حالا که آمدند برای کلمه حق و برای دین خدا مجاهدت کردند و خودشان را فدا کردند.» پس اگر خونِ امامی در مسیر مبارزه بر زمین جاری میشود؛ غایتِ آن همانا حفظ و بسط اسلام است و باید انتظارِ ما اینگونه باشد.
امامِ شهید در پاسخ به انتقامِ خونِ حاجقاسم عزیز این رفیقِ خوشبخت، فرمودند: «بالاخره یک حادثهٔ مهمّی [شهادت سردار سلیمانی] اتّفاق افتاده است؛ بحث انتقام و مانند این حرفها، بحث دیگری است؛ حالا یک سیلیای دیشب [حمله بهعین الاسد] به اینها زده شد؛ این مسئلهٔ دیگری است. آنچه در مقام مقابله مهم است – این کارهای نظامیِ به این شکل، کفایت آن قضیّه را نمیکند – این است که بایستی حضور فسادبرانگیز آمریکا در این منطقه منتهی بشود؛ تمام بشود.»
بعد از شهادتِ امامِ شهیدمان زمزمهٔ به حقِ انتقامِ خونِ آن امام بهدرستی از سوی خلفِ صالح ایشان و مردمِ مبعوث شده و فرزندانِ ایشان در نیروهای مسلح و مسئولین مطرح شد و حال باتوجهبه مقدماتِ فوق؛ پرسش اینست که انتقامِ خونِ شهید را باید چگونه معنا کرد و چه اتفاقی تا کنون افتاده و در آینده چه باید شود؟
اولاً خونِ امامِ شهید را باید در مسیرِ رفعِ فتنه از منطقه و جهان تفسیر نمود نه کشتنِ فردِ بیارزشی و کودککشی چون ترامپ و نتانیاهو، بلکه مجاهدتِ بیش از سه دههٔ ایشان با پایانِ شهادت بهدرستی آغازی شد بر رسوایی و ضعف و زبونی ریشهٔ فساد و تباهی جهان یعنی آمریکای خونخوار و سگِ هارش در منطقه که جز جنایت و خباثت و پلیدی و پَلشتی از آنان صادر نشده و این نبرد بهدرستی چهرهٔ بالاتر از سیاهیِ جرثومهٔ ظلم و سلطه را آشکار نمود و افسانهٔ شکستناپذیریِ بهاصطلاح ابرقدرتِ جهان را بهم ریخت…
ثانیاً شهادتِ امامِ مظلوم اما مقتدرِ ما برکتی شد در حفظ و بسطِ گفتمانِ انقلابِ اسلامی در عمقبخشیِ داخلی و صدورِ انقلاب در خارج که نقطهٔ آغازِ تلاشِ علمی و تبیینی است در داخل و خارج از کشور تا بهواسطهی این چهرهٔ درخشان جهان اسلام در دورهٔ آخرالزمانی، بشریت را در ایران و جهان از درستی و حقانیتِ تمدنِ نابِ اسلامی در مسیرِ سعادت و سلامتِ دنیا و اُخری آگاه نماییم و نویدِ ظهورِ سرورمان حضرت حجت عجلالله تعالی فرجه را سر دهیم.
ثالثاً جنگی که با ریختنِ خونِ پاک و طاهرِ امامِ شهید در دهمِ رمضان شروع شد؛ در حقیقت نقطهٔ آغازِ عیان شدنِ افولِ آمریکا در همهٔ مختصاتِ قدرت (نظامی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) و اثبات این نکته که تکیه بر آمریکا تکیه بر باد بوده و دلیلش هم تجربه که پایگاه مجهز به سامانههای پدافندیِ معروف به سپرِ آهنینِ آمریکا به تلی از خاک تبدیل شده و به فرمایش امام خامنهای عزیز که در پیام ۱۴ خرداد مرقوم فرمودند: «در همین مجال به ملّت عزیز عرض میکنم دشمن خبیث، در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بهخاطر مواجهه با ضربهٔ قاطع، چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده است.»
آری؛ این تفاهمِ اولیه که در مسیر یک توافق در آینده است که باید با سوءظن بدان نگریست؛ آغازِ صلح و آشتیِ اسلام با کفر و ظلمِ مطلقِ جهانی نیست؛ بلکه ادامهٔ نبردِ پر تلاطم و پر فراز و نشیبی در آینده است که انشاءالله با آمادگی بیشتر و دستی پرُتر از گذشته و فهمی عمیق و دقیقتر از صحنهٔ نبردِ تمدنی و پلکانی، این شروعِ پایانِ آمریکا و نیروی نیابتیاش را به پایانی قطعی تبدیل خواهیم نمود…
انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید