به مناسبت روز شعر و ادبیات آیینی؛ادبیات آیینی میراث ماندگار فرهنگ ایرانی
وی افزود: در تمامی تمدنها، از سنتهای باستانی میانرودان و مصر گرفته تا آیینهای هندویی، بودایی، یونانی و ادیان ابراهیمی، ادبیات آیینی بهمثابه رسانهای برای بازنمایی، تثبیت و انتقال تجربههای قدسی عمل کرده است.
عضو هیأت علمی و دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل ادامه داد: اینگونه ادبی نه صرفاً بازتابدهنده باورها، بلکه بخشی از خودِ آیین به شمار میرود؛ به این معنا که در بسیاری از موارد، متن آیینی در بطن اجرا و کنش مناسکی معنا مییابد.
وی تصریح کرد: سرودهای ودایی، متون اوپانیشادی، مزامیر، اناجیل، متون اساطیری یونان و نیز ادبیات عبادی در مسیحیت و یهودیت، همگی نشان میدهند که ادبیات آیینی در سطح جهان، هم کارکردی معرفتی دارد و هم کارکردی اجرایی و تجربهساز.
عرب یوسفآبادی اظهار کرد: این متون، از طریق زبان نمادین، روایت، تکرار و موسیقی کلام، مخاطب را در فرایندی مشارکتی وارد میکنند که نتیجه آن، درونیسازی ارزشها و تجربه زیسته امر قدسی است.
وی خاطرنشان کرد: در این میان، شعر آیینی جایگاهی ویژه دارد، زیرا با بهرهگیری از ظرفیتهای موسیقایی و تخیلی زبان، امکان تأثیرگذاری عاطفی عمیقتری را فراهم میآورد.
عضو هیأت علمی و دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل افزود: از سرودهای مذهبی یونان باستان گرفته تا اشعار عرفانی در سنتهای شرقی و سرودهای کلیسایی در غرب، شعر آیینی همواره ابزاری برای پیوند میان زبان و تجربه معنوی بوده است.
وی گفت: در بسیاری از فرهنگها، مرز میان متن ادبی و کنش آیینی از میان برداشته میشود و خودخوانش یا اجرای شعر، بهعنوان یک عمل مقدس تلقی میگردد.
عرب یوسفآبادی ادامه داد: در سطح ایران، ادبیات آیینی پیشینهای بسیار کهن دارد و ریشههای آن به دوران پیشازرتشتی و سپس به شکل منسجمتر به آیین زرتشتی بازمیگردد.
وی بیان کرد: در سنت زرتشتی، متون اوستایی، بهویژه گاهان، نمونههای برجستهای از ادبیات آیینی هستند که در قالب سرودهای دینی، آموزههای اخلاقی، کیهانی و الهیاتی را منتقل میکنند.
عضو هیأت علمی و دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل افزود: این متون نهتنها جنبه تعلیمی دارند، بلکه در بستر اجرای مناسک دینی معنا مییابند و به همین دلیل، زبان آنها سرشار از نماد، تکرار و ساختارهای آوایی است.
وی اظهار کرد: در دوره ساسانی، با گسترش ادبیات پهلوی، آثاری چون ارداویرافنامه، دینکرد و بندهش، روایتهای آیینی را در قالبی رواییتر و نظاممندتر عرضه کردند.
عرب یوسفآبادی تصریح کرد: در این متون، تجربه دینی از سطح گزارههای انتزاعی فراتر میرود و در قالب روایتهایی چون سفر به جهان پس از مرگ، به تجربهای عینی و قابلادراک برای مخاطب تبدیل میشود.
عضو هیأت علمی و دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل گفت: با ورود اسلام به ایران، ادبیات آیینی دچار دگرگونی عمیق اما پیوستهای شد و عناصر پیشین در قالبهای جدید بازتفسیر شدند.
وی ادامه داد: در سنت اسلامی، قرآن کریم بهعنوان متن بنیادین، خود الگویی برای ادبیات آیینی فراهم آورد که بر پایه بلاغت، موسیقی کلام و ساختارهای روایی استوار است.
عرب یوسفآبادی افزود: در ادامه، گونههای متنوعی از ادبیات آیینی در ایران شکل گرفت که هر یک با نوعی از آیینهای دینی و اجتماعی پیوند داشتند.
وی خاطرنشان کرد: از جمله اینگونهها میتوان به مرثیهسرایی، مدیحهسرایی، منقبتخوانی و تعزیه اشاره کرد که بهویژه در سنت شیعی، جایگاهی محوری یافتند.
عضو هیأت علمی و دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه زابل بیان کرد: شعر عاشورایی، با محوریت واقعه کربلا، یکی از مهمترین شاخههای ادبیات آیینی فارسی است که در آن، روایت تاریخی باعاطفه دینی و تجربه جمعی سوگواری درهم میآمیزد و به یکی از عمیقترین اشکال تجربه آیینی تبدیل میشود.
وی افزود: در کنار اینها، ادبیات عرفانی نیز بخشی از ادبیات آیینی در ایران اسلامی محسوب میشود، هرچند ماهیتی درونیتر و تأویلیتر دارد.
عرب یوسفآبادی اظهار کرد: آثار شاعرانی چون مولوی، عطار و سنایی، با بهرهگیری از زبان تمثیلی و روایتهای رمزی، تجربه سلوک معنوی را بازنمایی میکنند.
انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید