×

وصیت نامه شهید،
منافقان را تحت نظر بگیرید و با آنها با تمام قدرت به مبارزه برخیزید

  • کد نوشته: 13862
  • ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
  • ۰
  • شهید«قربان سرگزی» در قسمتی از وصیت نامه اش می نویسد: رفتارهای منافقان را تحت نظر بگیرید و با آنها با تمام قدرت به مبارزه برخیزید و آنها را ریشه کن کنید تا دیگر این قدر توطئه نکنند و بر علیه ما قد علم نکنند.
    منافقان را تحت نظر بگیرید و با آنها با تمام قدرت به مبارزه برخیزید

    به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی پایگاه خبری صبح هامون شهید «قربان سرگزی»، یکم فروردین ۱۳۱۹، در شهرستان زابل دیده به جهان گشود. پدرش علیجان، کشاورزی می‌کرد و مادرش سکینه نام داشت. در حد خواندن و نوشتن سواد آموخت. کارمند اداره ارشاد بود. سال ۱۳۵۴ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. بیست و یکم اسفندماه ۱۳۶۳، در جزیره مجنون بر اثر اصابت ترکش به‌صورت، شهید شد. پیکر وی را در بهشت مصطفی شهرستان زاهدان به خاک سپردند.

    بسم‌الله الرحمن الرحیم
    «إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»
    «کسانی که مصیبتی بر آنها وارد شده می‌گویند ما از آن خدا هستیم و بازگشتمان به سوی اوست».
    پس از حمد و سپاس خداوند که ما را از خون بسته بیافرید و پس به ما عقل، شعور و توانایی داد که تا در راهش کارزار کنیم و با سلام و درود به محضر حضرت حجت بن الحسن «ارواحنا روحی له الفدا» و با سلام و درود بر نایب برحقش خمینی کبیر و با سلام و درود بر شهیدان راه خدا و با سلام و درود بر رزمندگان اسلام خصوصاً سربازان حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و جانبازان و عاشقان قبر اباعبدالله الحسین (ع) انصار آن حضرت.
    خدا را شکر می‌کنم و سپاس می‌گویم که در این‌چنین موقعی به من این توفیق را داد که در راه خودش خون ناقابل خود را فدا کنم و پرچم اسلام را سرافراز کنم و با خون خود درخت اسلام را شاداب بکنم و درخت سپاه بی‌ثمر استکبار را از ریشه بخشکانم. خداوند این توفیق را به من داد که این‌چنین به جبهه بیایم و در راه خودش کارزار کنم.
    وصیت‌نامه خود را آغاز می‌کنم درحالی‌که با عقلی کامل و اختیار تام و از روی آزادی و آزادگی: «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله و اشهد ان علیاً ولی الله و اشهد ان خمینی روح‌الله». در آن زمان که امام حسین (ع) در کربلا تمام یارانش را از دست داد، فریاد زد آیا کسی هست که من را یاری کند. کسی جوابش را نداد و در این موقع و در این زمان که ما زنده هستیم می‌گفتیم «ای‌کاش ما هم زنده بودیم و در آن زمان تا حسین (ع) را یاری کنیم». ولی می‌بینیم در این زمان هم فرزند حسین (ع) لبیک سر داده و یاور می‌خواهد و من بنا بر وظیفه خود به لبیک او جواب دادم و برای دین خدا و انقلاب او به جبهه آمدم و خالصانه از او حمایت کردم و جان خود را در طبق اخلاص گذاشتم و یا در راه حفاظت از دین مبین اسلام شربت شهادت را نوشیدم.
    فرزندم محمدمهدی اگر می‌خواهید که من از دستت راضی باشم و خدا از دستت راضی باشد و در این دنیا و آن دنیا سعادتمند باشی راه ولایت‌فقیه و روحانیت را انتخاب کن و به کارهای نیک و خیر بیشتر روی بیار و به یاری دین خدا بشتاب و اسلحه خونین پدرت را بر زمین نگذار و نگذار که جای پدرت خالی بماند و اگر دشمن جایی را خالی دید ضربه‌ای محکم به آنجا می‌زند؛ لذا تو جایم را پر کن که دشمن نتواند ضربه بزند. با دروغ‌گویان دوست نشو که تو را بی‌بندوبار و خیانت‌کار به بار می‌آورند و مانند سراب هستند و با نیکان و پاکان و راستان معاشرت کن که اگر زندگی دنیا را می‌خواهید و می‌خواهید سعادتمند دو جهان شوید. وقتی که خدا را قبول داریم و می‌دانیم که قیامتی است و حسابی در کار است پس ما از چه باید بترسیم. دیگر جایی برای ترسیدن باقی نمی‌ماند و اگر مصیبت و گرفتاری در راه خدا برایمان بیاید باید از شربت بهتر دوست بداریم به‌طوری‌که حضرت علی (ع) می‌فرماید «به خدا قسم عشق و علاقه من نسبت بر مرگ بیشتر از عشق و علاقه کودکی است که به پستان مادر دارد».
    فرزندم ما که ایمان به خدا و جهان آخرت داریم باید مرگ را این‌جوری حساب کنیم که مرگ پلی است به آن جهان و ما این راهی را که می‌رویم راه امامان و انبیا و پیامبران بــوده است راه کسانی بوده است که شهادت را افتخار خود می‌دانستند و بهترین موقع را زمانی دانستند که به دیدار لقاءالله می‌شتافتند و این دنیا را وداع می‌گفتند. مانند امام حسین (ع) که هر وقت می‌دید به شهادت دارد نزدیک‌تر می‌شود چهره‌اش افروخته می‌شد و شوقش بیشتر می‌شد، و ما پیرو این سروران هستیم، باید عقیده‌مان مانند اینها باشد و اگر ما آنها را قبول داریم به‌عنوان پیشوایانمان پس باید دنباله‌رو اینها باشیم تا موفق باشیم. «دنیا بهشت کافر است و جهنم مؤمن» و مرگ پلی است که مؤمن را از زندان بــه قصر می‌برد و پلی است که کافر را از قصر به زندان می‌برد.
    و اما ملت قهرمان و شهادت پرور ایران من خود را کوچک‌تر از آن می‌دانم که وصیت و موعظه‌ای برای شما بکنم و اما گفتن چند نکته ضروری است:
    در کارهای خیر شرکت کنید، اگر می‌خواهید موفق شوید و نابود نگردید، مساجد را خالی نگذارید و نماز جماعت و جمعه را هر چه باشکوه‌تر برپا کنید تا شیطان در بین صف‌های شما رسوخ نکند. امام و روحانیت را پشتیبان باشید. به جبهه بیایید و درخت اسلام را تنومند کنید و علف هرزها را بکنید. در ارگان‌های انقلابی شرکت کنید، خصوصاً سپاه، بسیج و جهاد سازندگی. تا می‌توانید کارهایتان را برای خدا انجام دهید. اگر دو نفر متقی و پرهیزگار با هم مخلوط بشوند، یک انسان کاملی به وجود می‌آید که به آن شهید می‌گویند.

    انتهای خبر/

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *