وصیتنامه شهید؛درس شهادت را از جدم حسین (ع) آموختم
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صبح هامون ، شهید «علی بهره»، یکم فروردین ۱۳۴۵، در روستای اکبر عباس از توابع شهرستان زابل به دنیا آمد. پدرش نوروز علی، کشاورزی میکرد و مادرش فاطمه نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. گروهبان سوم ارتش بود. یازدهم آبان ۱۳۶۵، در اطراف فرودگاه زاهدان بر اثر سانحه سقوط هواپیمای سی ۱۳۰ و سوختگی به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
بسمالله الرحمن الرحیم
وصیتنامه من به پدر و مادرم:
به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود فراوان بر رهبر کبیر انقلاب امید مستضعفان، خار چشم دشمنان، ابراهیم زمان، آن پیر جماران، امام خمینی و به امید پیروزی انقلاب اسلامی بر کفر و صدام.
پدر و مادر گرامی سلام:
انشاءالله امید است که برای همیشه مرا ببخشید و همچنین مرا بهخاطر زحمتهایی که برای شما در طول این دوران به وجود آوردم ببخشید. از شما میخواهم که مشکلات زندگی را کنار بگذارید و به اسلام زیاد توجه نمایید. مادر شما آرزو برای من زیاد داشتید، فرض کنید که شهادت من آرزوی شما بود. پدر جان از این که من خودم را در راه اسلام فدا نمودم، هیچگونه ناراحتی به خود راه ندهید و افتخار کنید که چنین فرزندی داشتید.
پدر و مادر میدانم به سوگ من خواهید نشست و به یادم خواهید بود، البته میدانید کـه مـن عاشق حسین (ع) بوده و هستم و بر ماست که در راه اسلام قدم برداریم، همانطوری که مطلع هستید امام فرمودهاند «وظیفه شرعی و عرفی خود را ادا کنید». پس جان ناقابلم را به اسلام هدیه میکنم. زیرا درس شهادت را از جدم حسین (ع) آموختهام و پیوسته برای پیروزی اسلام دعا کرده و همه را به پیروی از این مکتب دعوت میکنم و انتظار دارم گوشبهفرمان امام و پشتیبان روحانیت متعهد باشید و راه سعادتبخش حسین (ع) را ادامه دهید و مانند حضرت زینب (س) زندگی کنید و حرفهای گروهکهای منحرف را گوش نکنید. بلکه همه را تشویق کنید تا در راه اسلام قدم بردارند و از شهادت هراسی نداشته باشید. در مرحله اول مردن حق است، چهبهتر مردنی باشد که در راه خدا و میهن اسلامی خود باشد.
مادر عزیز وصیت میکنم و امیدوارم که بدان چیزی که میخواهم عمل کنی و آن این است نباید خود را رنج بدهی و عزاداری کنید. بعدازاین که این وصیتنامه به دست شما برسد.
وصیتنامه به شعر برای مادرم:
شیون مکن مادر در مرگ خون بارم
بگذر ز من دیگر عزم سفر دارم
مادر فدای تو این جسم و جان من
احوال من بشنو خود از زبان من
در راه حق قربان گردید جان من
این است مادر جان حرفی که من دارم
مادر ز هر سو بین این لشکر شیطان
گشته هجومآور بر ملت ایران
باید به پا خیزیم در رزم باوجدان
امر خدا باشد بر بخت بیدارم
اکنون شوم قربان چون اکبر رعنا
همچون حسین جدش درگیر این اعدا
در راه ایمانم شوری به سر دارم
باید فدا سازم؛ چون اکبر و لیلا
این جان شــــیرینم از بهر روحالله
مانند لیلا باش صابر در این غمها
یک خواهش دیگر مادر ز تو دارم
گر گشته گردیم در جبههای مادر
بهرم مکن زاری بهرم مزن بر سر
یک پرچم سبزی در خانه زن مادر
بهرم چراغان کن شـوق خدا دارم
بیا مادر تو بنشین لحظهای در کنار بستر من
که این دل پر از غم شد به یاد مادر
چرا از این پسر نالایقت غمگینیای مادر
اگر بر تو نالایقم حلالم کن ای مادر
گذشتهها به من تو مینازیدی ای مادر
چرا حالا ز من تو بیزاری ای مادر
مگر من خطا کردم و یا گناه کردم ای مادر
ولی اشتباه کردم تو حلالم کن ای مادر
«و من الله التوفیق»
انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید