×

کارشناس روانشناسی نیمروز مطرح کرد:
سرزنش کودکان، تهدیدی برای اعتمادبه‌نفس نسل آینده

  • کد نوشته: 26667
  • ۱۵ آبان ۱۴۰۵
  • ۰
  • کارشناس روانشناسی گفت: تحقیر، سرزنش و مقایسه مداوم کودکان با دیگران، شیوه‌هایی از تربیت هستند که گاهی به نام اصلاح رفتار به کار گرفته می‌شوند، اما می‌توانند پیامدهایی عمیق بر اعتمادبه‌نفس، سلامت روان و آینده شخصیتی فرزندان برجای بگذارند.
    سرزنش کودکان، تهدیدی برای اعتمادبه‌نفس نسل آینده

    مطهره صیادی در گفتگو با خبرنگار گروه اجتماعی پایگاه خبری تحلیلی صبح هامون به نقل از «عصرهامون»، بیان کرد: تحقیر، سرزنش و مقایسه مداوم کودکان با دیگران، شیوه‌هایی از تربیت هستند که گاهی به نام اصلاح رفتار به کار گرفته می‌شوند، اما می‌توانند پیامدهایی عمیق بر اعتمادبه‌نفس، سلامت روان و آینده شخصیتی فرزندان برجای بگذارند.

    وی افزود: دوران کودکی یکی از حساس‌ترین مراحل شکل‌گیری شخصیت انسان است؛ دوره‌ای که تجربه‌های عاطفی، نوع برخورد والدین و فضای حاکم بر خانواده می‌توانند نگرش کودک نسبت به خودش و جهان پیرامونش را شکل دهند. در این میان، برخی رفتارهای تربیتی که در نگاه والدین ممکن است راهی برای اصلاح اشتباهات فرزند باشد، در عمل به عاملی برای تخریب عزت‌نفس و ایجاد آسیب‌های روانی تبدیل می‌شود.

    کارشناس روان‌شناسی اظهار کرد: یکی از اشتباهات جدی در تربیت فرزند، استفاده از ترس، سرزنش و کوچک‌شمردن برای کنترل رفتار کودک است. برخی والدین تصور می‌کنند با سخت‌گیری کلامی یا مقایسه فرزندشان با دیگران می‌توانند او را به موفقیت وادار کنند، درحالی‌که چنین برخوردهایی ممکن است احساس ارزشمندی را در کودک تضعیف کند.

    صیادی عنوان کرد: کودک در سال‌های نخست زندگی، شناخت دقیقی از توانایی‌ها و ارزش‌های خود ندارد و بخش مهمی از این شناخت را از واکنش اطرافیان، به‌ویژه والدین، دریافت می‌کند. وقتی بارها به او گفته می‌شود که ناتوان، بی‌استعداد یا مایه ناامیدی است، ممکن است به‌تدریج این قضاوت‌ها را باور کند و تصویر منفی از شخصیت خود بسازد.

    این کارشناس روان‌شناسی با تأکید بر تفاوت میان تربیت و تحقیر بیان کرد: تربیت به معنای آموزش مسئولیت‌پذیری، اصلاح رفتار و کمک به رشد توانایی‌های کودک است، اما تحقیر مستقیماً شخصیت او را هدف قرار می‌دهد. برای مثال، زمانی که والدین به‌جای انتقاد از یک رفتار اشتباه، کودک را با عباراتی مانند «بی‌عرضه» یا «هیچ‌وقت آدم نمی‌شوی» خطاب می‌کنند، به‌جای اصلاح رفتار، احساس بی‌ارزشی را در او تقویت می‌کنند  .

    وی ادامه داد: تکرار این برخوردها می‌تواند فضای خانواده را برای کودک به محیطی همراه با اضطراب و ترس تبدیل کند. در چنین شرایطی، کودک ممکن است برای جلوگیری از واکنش والدین، اشتباهات خود را پنهان کند، از بیان خواسته‌هایش بترسد یا در تصمیم‌گیری‌های ساده نیز به تأیید دائمی دیگران نیاز داشته باشد.

    صیادی همچنین در ادامه گفت: یکی از خطرناک‌ترین جنبه‌های این مسئله آن است که آسیب‌های عاطفی همیشه نشانه آشکاری ندارند. ممکن است کودکی در ظاهر آرام و مطیع باشد، اما در درون بااحساس ناامنی، ترس از شکست و نگرانی دائمی از قضاوت دیگران دست‌وپنجه نرم کند.

    وی با اشاره به رواج مقایسه کودکان در محیط خانواده تصریح کرد: مقایسه فرزند با خواهر، برادر، هم‌کلاسی یا دیگر کودکان، یکی از روش‌های نادرست تربیتی است. هر کودک ویژگی‌ها، استعدادها، شرایط رشد و سرعت یادگیری متفاوتی دارد و نمی‌توان همه را با یک معیار ارزیابی کرد.

    صیادی مطرح کرد: وقتی والدین دائماً موفقیت‌های دیگران را به رخ فرزند خود می‌کشند، ممکن است این پیام را به او منتقل کنند که ارزشمندی‌اش وابسته به برتری داشتن نسبت به دیگران است. چنین نگرشی می‌تواند زمینه‌ساز رقابت ناسالم، حسادت، احساس ناکافی بودن و ترس از شکست شود.

    کارشناس روان‌شناسی تأکید کرد: تشویق کودک باید بر اساس تلاش، پیشرفت و توانایی‌های فردی او باشد، نه مقایسه با دیگران. والدین باید به فرزندشان بیاموزند که اشتباه‌کردن بخشی طبیعی از فرایند یادگیری است و شکست در یک موقعیت به معنای ناتوان‌بودن در زندگی نیست.

    وی در ادامه درباره پیامدهای بلندمدت تحقیر و سرزنش اظهار کرد: تجربه مداوم بی‌احترامی در دوران کودکی ممکن است بر شکل‌گیری روابط اجتماعی فرد در آینده نیز اثر بگذارد. برخی افراد در بزرگسالی به دلیل تجربه‌های گذشته، در برقراری ارتباط دچار مشکل می‌شوند، از انتقاد می‌ترسند، توانایی دفاع از حقوق خود را ندارند یا برای جلب رضایت دیگران از خواسته‌هایشان چشم‌پوشی می‌کنند  .

    صیادی در ادامه گفت: البته نباید هر مشکل روان‌شناختی در بزرگسالی را صرفاً به تجربه‌های کودکی نسبت داد، زیرا عوامل مختلف فردی، خانوادگی و اجتماعی در سلامت روان نقش دارند؛ اما نمی‌توان تأثیر محیط عاطفی دوران رشد را نیز نادیده گرفت.

    این کارشناس روان‌شناسی همچنین هشدار داد: خطر دیگر زمانی شکل می‌گیرد که کودک رفتارهای تحقیرآمیز والدین را به‌عنوان شیوه طبیعی ارتباط یاد بگیرد و در آینده همان الگو را در روابط خود با دیگران، از جمله فرزندانش، تکرار کند. به‌این‌ترتیب، یک شیوه نادرست تربیتی ممکن است از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.

    صیادی با تأکید بر ضرورت آموزش مهارت‌های فرزندپروری افزود: والدین باید میان رفتار اشتباه کودک و شخصیت او تفاوت قائل شوند. تعیین قوانین روشن، گفت‌وگوی محترمانه، شنیدن احساسات فرزند و توضیح پیامدهای رفتار نادرست، روش‌هایی مؤثرتر از تهدید و تحقیر هستند.

    کارشناس روان‌شناسی همچنین بیان کرد: خانواده‌ها باید بدانند محبت به معنای چشم‌پوشی از اشتباهات کودک نیست؛ همان‌طور که تربیت صحیح نیز به معنای اعمال قدرت و ترساندن فرزند نخواهد بود. کودک به محیطی نیاز دارد که در آن بتواند بدون ترس از تمسخر و سرزنش، سؤال بپرسد، اشتباه کند و برای اصلاح رفتار خود فرصت داشته باشد.

    وی در پایان تأکید کرد: سلامت روان نسل آینده تنها به امکانات آموزشی و رفاهی وابسته نیست، بلکه کیفیت روابط عاطفی در خانواده نیز نقشی اساسی در آن دارد. اگر قرار است کودکانی مستقل، مسئولیت‌پذیر و برخوردار از اعتمادبه‌نفس تربیت شوند، باید از همان سال‌های نخست زندگی به شخصیت و احساسات آنان احترام گذاشت؛ زیرا گاهی یک جمله تحقیرآمیز می‌تواند مدت‌ها در ذهن کودک باقی بماند، درحالی‌که یک رفتار محترمانه می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری احساس امنیت و ارزشمندی در او باشد.

    انتهای خبر/  

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *