یادداشت؛جنگ روایتها و ضرورت حفظ تابآوری ملی
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صبحهامون به نقل از «عصرهامون»؛ امیرحمزه قوی پنجه؛ فعال سیاسی شهرستان چابهار، باتوجهبه جنگ اخیر و جنگ تحمیلی نوشت: غایتِ جنگ در ابعادِ مختلفِ نظامی و امنیتی، سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و رسانهای؛ ایجادِ باور به شکست و تسلیمشدن در اذهان و قلوبِ جامعهِ مقابل است.
یعنی ارعابِ نظامی با کشتار و تخریب و ترور و ناامنی، فشارِ اقتصادی و سیاسی با بهرهگیری از تحریمِ اقتصادی و دیپلماسیِ عمومی و القای فشارِ جامعهِ جهانی! در کنارِ جنگِ شناختی و نبردِ پر حجمِ روانی و رسانهای؛ همهوهمه سعی در ایجادِ یک روایت در مسیر شکستنِ اراده عمومی در یک کشور از مسئولین تا مردم دارد تا به اهداف خود در طراحیِ جنگ دست یابند.
در مواجههِ نزدیک به پنج دههایِ دشمنان به معنای همه ابرقدرتهای جهان با همه عِده و عُده با ایرانِ اسلامی از جنگِ تحمیلی هشتساله تا فتنهها و توطئههای متنوع و متکثر از ابتدا تابهحال و در نهایت جنگِ تحمیلی ۱۲ روزه و کودتای دیماه و جنگ اخیر که در اثنای آن قرار داریم؛ دشمن نهایتِ تلاش خود را صرف کرد تا راهِ استقلال و اقتدار و ایستادگی بر هویت ملی و دینی را بر ما سخت و دشوار کند و ایران ما را به اسمِ رمزِ دروغین آزادی و دموکراسی و… با ساخت و پرداخت دوگانههای کذب و موهوم، بهمثابه گذشته به دورانِ استثمار و چپاولِ سرمایهها و تحقیر و بردگیِ ملت ایران برگرداند و در یککلام؛ ایران را ببلعند! که در اظهاراتِ این روزهای سیاستمدران غربی بهویژه رئیسجمهور متوهمِ آمریکایی بهروشنی هویداست…
اما مردم عزیز ایران باتکیهبر تاریخِ درخشانِ تمدنی و ملی و راهبری امامانِ حکیم و مظلوم و اما مقتدرِ انقلاب و بهرهگیری از آیینِ اقتدارآفرینِ اسلام در کورانِ این مواجههِ بیشفعالانه، مشقِ ایستادگی و ایثار و اقتدار نمودند و بهدرستی اثبات کردند؛ راهِ عبور از چالشها چه به معنای تهدیداتِ خارجی و چه آسیبها و ضعفهای داخلی؛ نه پناهبردن به غرب و آموزههای تمدنِ وحشی و بیرحم و منفعتطلب و زیادهخواهِ غرب بلکه بهرهگیری از ظرفیتهای ملی در کنارِ نگاهِ مترقی و علمی و مبتنی بر سرمایه ایمان به خدا و اعتمادبهنفس ملی است.
با این نگاه به صحنهِ نبردِ ترکیبیِ این روزها که هدف و سیبلِ غایی آن اراده و تابآوریِ ملی است؛ مسئولین بهویژه، گروهها و جریانات و اهالی فکر و اندیشه و رسانه بالاخص، و مردم در مجموع، باید بدانند؛ هر کلام یا اشاره و هر طرح موضوع یا موضعی یا هر نقد و نظر و یا توئیت و پیامی میبایست با پیوستِ حفظ و ارتقای تابآوریِ مردم در جبهه خودی و در هم شکستنِ اراده و تابآوری دشمن در جبهه مقابل باشد؛ نه خالیکردن دل مردم و امید دادن به دشمن با برجسته نمودن نقاطِ ضعف در داخل و کمکردن فشار بر دشمن خارجی با طرحِ اختلاف یا مواضع دشمن شادکن!
آری در شرایطی که دشمن در همه میادینِ نبرد طعمِ تلخ و سنگینِ شکست را چشیده و از رسیدن به اهدافِ اعلامی خود بازمانده و مأیوس و ناامید از نبردِ نظامی و فشار اقتصادی و در اوجِ فشارِ افکار عمومی بهخاطر تورم حاصل از جنگِ بینتیجه و شکستِ محتملِ سیاسی در عرصه انتخابات و حیثیت ازدسترفته بهعنوان قدرتِ هژمونِ منطقه و جهان به سر میبرد؛ باید مختصات رفتاری و کلامی ما بهویژه در عرصه دیپلماسیِ رسمی مبتنی بر تقویتِ دیپلماسی عمومی و افزایش فشار روانی بر دشمن باشد تا در این جنگِ در نهایت روایتها در زمین دشمن بازی نکنیم.
بلکه باید با بهرهگیری از سیاستِ ابهام در کنار برجستهسازی پیروزیهای ما و مقاومت در سلطه بر تنگههای راهبردی هرمز و بابالمندب و تأکید بر روایتِ پایانِ نظم مبتنی بر تکیه بر قدرت خارجی در منطقه و افزایش فشار اقتصادی بر دشمن در کنار فشار سیاسی و جهانی به دلیل افزایش قیمت انرژی و در پی آن تورم جهانی؛ درسی فراموشنشدنی به دشمنان و دولتهای وابسته در منطقه دهیم و اینکه هزینه آغاز هر جنگی را بر دشمن و افکار عمومی آنان چنان سخت و پشیمانکننده در اذهان و افکار آنان ثبت و حک نماییم که از هر هوسی در آینده برای تجاوز مجدد به ما و مقاومت سخت بهراسند.
انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید