×

پارادوکس‌های مولوی در مسئله حقوق بشر؛
اهمیت فوت پدر نرگس محمدی از شهدای بلوچ سیریک بیشتر بود

  • کد نوشته: 23116
  • ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
  • ۰
  • سکوت مولوی عبدالحمید در برابر حادثه خونین سیریک، در حالی که پیش‌تر درباره برخی حوادث و چهره‌ها موضع گرفته بود، پرسش‌هایی درباره معیارهای او در دفاع از حقوق مردم ایجاد کرده است.
    اهمیت فوت پدر نرگس محمدی از شهدای بلوچ سیریک بیشتر بود

    به گزارش پایگاه خبری تحلیلی  صبح‌هامون به نقل از «عصرهامون»، یاسر محمدی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت؛ گاهی سکوت، از بلندترین سخنرانی‌ها گویاتر است؛ به‌ویژه وقتی از سوی کسی رخ می‌دهد که سال‌ها در تحولات سیاسی و اجتماعی موضع گرفته و خود را مدافع مردم و «صدای بلوچستان» معرفی کرده است.

     

    مولوی عبدالحمید، امام جمعه مسجد مکی زاهدان، طی سال‌های گذشته به یکی از چهره‌های پرنفوذ مذهبی، رسانه‌ای و سیاسی کشور تبدیل شده و درباره طیف متنوعی از مسائل اجتماعی، سیاسی و امنیتی اظهارنظر کرده است.

     

    اما اکنون، پس از حادثه خونین سیریک و کشته و مجروح شدن شماری از شهروندان بلوچ در جریان حمله به یک مراسم عروسی، سکوت او با پرسش‌های جدی افکار عمومی مواجه شده است؛ نه محکومیتی روشن، نه موضعی صریح و نه حتی یک پیام تسلیت.

     

    پرسش اینجاست: چرا؟

     

    موضوع زمانی قابل تأمل‌تر می‌شود که رفتارهای گذشته او را کنار سکوت امروز قرار دهیم.

     

    مولوی عبدالحمید در مقاطع مختلف درباره پرونده‌ها و حوادث سیاسی و اجتماعی موضع گرفته است؛ از اجرای احکام قضایی و اعتراضات گرفته تا حوادث سال‌های اخیر. برای مهسا امینی واکنش نشان داد، پس از درگذشت جواد روحی موضع گرفت و برای درگذشت پدر نرگس محمدی نیز پیام تسلیت صادر کرد؛ پیامی که در مقطعی منتشر شد که موضوع در فضای مجازی و رسانه‌ها بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده بود.

     

    باز هم تأکید کنیم: بحث این نیست که چرا برای آن افراد و حوادث پیام داده یا موضع گرفته است. هر انسانی حق دارد درباره موضوعات مورد نظر خود سخن بگوید.

     

    بحث این است که چرا در برابر قربانیان یک حادثه خونین در بلوچستان، چنین سکوتی شکل گرفته است؟

     

    قربانیان سیریک نیز شهروندان همین بلوچستان‌اند.

     

    در فضای عمومی، این پرسش مطرح شده که آیا یکی از دلایل این سکوت، نسبت داده شدن این حادثه به اقدام آمریکا و ملاحظات سیاسی پیرامون آن است؟ اگر چنین برداشتی وجود دارد، باید پاسخ روشنی برای آن ارائه شود. زیرا دفاع از حقوق مردم زمانی معنا پیدا می‌کند که قربانی، فارغ از اینکه چه قدرت یا جریان سیاسی در پس یک حادثه قرار گرفته، قربانی دیده شود.

     

    نمی‌توان برای یک قربانی، صرفاً به دلیل تبدیل شدن موضوعش به ترند رسانه‌ای یا قرار گرفتن در کانون توجه افکار عمومی، صدای بلندی داشت و برای قربانی دیگری که شاید کمتر در فضای مجازی دیده شده، سکوت کرد.

     

    اگر معیار، مردم بلوچستان است، مردم سیریک نیز بخشی از همان مردم‌اند.

     

    اگر معیار، دفاع از مظلوم است، خانواده‌های قربانیان و مجروحان این حادثه نیز مستحق همدردی و مطالبه‌گری‌اند.

     

    البته هیچ فردی موظف نیست درباره همه حوادث اظهارنظر کند. اما وقتی یک چهره مذهبی و اجتماعی به یک «انسان‌رسانه» تبدیل شده و در بزنگاه‌های متعدد سیاسی و اجتماعی موضع می‌گیرد، سکوت او نیز می‌تواند پیام سیاسی تلقی شود.

     

    مسئله این یادداشت، اختلاف سیاسی با مولوی عبدالحمید نیست؛ مسئله، دوگانگی احتمالی در معیار دیدن رنج انسان‌هاست.

     

    اگر دفاع از مردم یک اصل است، این اصل نباید به ترند شدن یک حادثه، هویت سیاسی قربانی یا نسبت حادثه با قدرت‌های خارجی وابسته باشد.

     

    مردم بلوچستان به صدایی نیاز دارند که در کنار آنان، نه فقط در لحظه‌هایی که موضوعشان در صدر اخبار و شبکه‌های اجتماعی قرار می‌گیرد، بلکه در همه بزنگاه‌های سخت بایستد.

     

    صدای مردم، اگر انتخابی باشد، دیگر صدای همه مردم نیست.

     

    و گاهی بلندترین موضع سیاسی، همان سکوتی است که در حساس‌ترین لحظه انتخاب می‌شود.

    انتهای خبر/

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *