«گردننگیر» مثل جیشالظلم؛فرار تروریستهای جیشالظلم به عمیقترین لایه نفاق
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صبح هامون به نقل از «عصرهامون»، حسین کربلایی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی نوشت؛ تحولات یک سال اخیر نشان میدهد که گروهک تروریستی موسوم به «جیشالعدل» پس از سالها اقدامات مسلحانه و تروریستی، وارد مرحلهای تازه از حیات تشکیلاتی خود شده است؛ مرحلهای که بیش از آنکه به معنای تغییر ماهیت باشد، میتوان آن را تلاشی برای بازسازی چهره رسانهای و کاهش هزینههای ناشی از کارنامه گذشته دانست.
این گروه که طی سالهای گذشته با ادعاهای قومیتی و مذهبی تلاش میکرد برای اقدامات خود مشروعیتسازی کند، به تدریج با کاهش قابل توجه پایگاه اجتماعی در میان بخشهایی از جامعه محلی، بهویژه در میان بلوچها و اهل سنت، مواجه شد. در این میان، کشته شدن غیرنظامیان، از جمله زنان، کودکان، افراد عادی و نیز برخی چهرههای شناختهشده محلی و مذهبی، موجب افزایش انتقادها و فاصله گرفتن بسیاری از مردم از این جریان شد.
در چنین شرایطی، اعلام تغییر عنوان تشکیلات و استفاده از نامی جدید، از نگاه ناظران میتواند بیش از آنکه نشانه تغییر رویکرد باشد، تلاشی برای فاصله گرفتن از برند آسیبدیده «جیشالعدل» تلقی شود. تغییر نام در بسیاری از گروههای مسلح سابقه داشته و گاه با هدف کاهش بار منفی افکار عمومی، دشوار کردن رصد رسانهای و ایجاد فرصت برای بازتعریف هویت سیاسی انجام میشود.
با این حال، آنچه در عمل اهمیت دارد، نه نام یک گروه، بلکه رفتار و عملکرد آن است. اگرچه ادعا شده بود که این تغییر، آغاز مرحلهای جدید است، اما رخدادهای پس از آن نشان میدهد که الگوی اقدامات خشونتآمیز تفاوت محسوسی با گذشته ندارد. آنچه بیش از همه جلب توجه میکند، تغییر در شیوه اطلاعرسانی و تبلیغات رسانهای است.
در گذشته، این گروه معمولاً مسئولیت بسیاری از عملیات خود را برعهده میگرفت و از آن به عنوان ابزاری برای نمایش قدرت، جذب نیرو و جنگ روانی استفاده میکرد. اما اکنون به نظر میرسد راهبرد جدید بر سکوت رسانهای و پرهیز از اعلام رسمی مسئولیت استوار شده است.
اکنون در حدی این گروهک به لایه نفاق و گرون نگرفتن پناه برده که پس از کش و قوس های فراوان در نهایت پس از بیش از یک و نیم ماه با اکراه ۴ عضو کشته شده خود را گردن گرفت.
این تغییر میتواند با اهدافی مانند کاهش فشار افکار عمومی، کاستن از حساسیتهای امنیتی، حفظ امکان فعالیت در فضای مجازی یا جلوگیری از تشدید انزوای اجتماعی قابل تحلیل باشد. این شیوه پیشتر توسط تروریستهای سوریه نیز مشاهده شده است.
در نتیجه، اگرچه در برخی موارد، شیوه عملیات منتسب به این جریان شباهت زیادی به الگوهای پیشین دارد، اما در عرصه رسانه، تغییری آشکار دیده میشود؛ گویی این گروه ترجیح داده است به جای بهرهبرداری تبلیغاتی از اقدامات خشونتآمیز، در سایه ابهام و سکوت حرکت کند. این گروهک هنوز بمب کنار جادهای میگذارد و شهروندان را مورد تهدید قرار میدهد، بزرگان بلوچ را به شهادت میرساند و با وحشیگری در شهرها اقدامات تروریستی انجام میدهد و اما گردن نمیگیرد.
به همین دلیل، خروجی رسانههای وابسته به آن نسبت به گذشته به شکل محسوسی کاهش یافته و برای مخاطب چنین القا میشود که فعالیتهای این جریان یا متوقف شده یا به حداقل رسیده است.
این تحول نشان میدهد که پوستاندازی رسانهای الزاماً به معنای تغییر ایدئولوژی یا روشهای عملیاتی نیست. در بسیاری از موارد، سازمانهای مسلح برای بقا، راهبردهای تبلیغاتی خود را متناسب با شرایط تغییر میدهند، بیآنکه الزماً در اهداف یا شیوههای بنیادین خود تجدیدنظر کرده باشند.
از این منظر، تحلیل تحولات این گروه باید بر پایه بررسی عملکرد میدانی، الگوهای رفتاری و شواهد مستند انجام شود، نه صرفاً بر اساس نام جدید یا کاهش حضور رسانهای آن. تغییر عنوان، اگر با تغییر واقعی در رفتار همراه نباشد، بیش از آنکه یک تحول ماهوی باشد، میتواند صرفاً یک تاکتیک ارتباطی برای مدیریت افکار عمومی و کاهش هزینههای گذشته تلقی شود.

دیدگاهتان را بنویسید