وقتی عدالتمحوری مبنای سیاستگذاری شد؛انقلاب اسلامی، آغاز حکمرانی عدالتمحور
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی صبح هامون به نقل از «عصرهامون»، سالهای طولانی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران شاهد حاکمیتی بود که مفهوم توسعه را به شکلی گزینشی و انحصاری معنا میکرد؛ توسعهای که نه بر پایه عدالت، بلکه بر اساس نزدیکی به مرکز قدرت تعریف میشد. در چنین ساختاری، بخش عظیمی از جغرافیای کشور عملاً به حاشیه رانده شد و مردم بسیاری از مناطق، از ابتداییترین حقوق اجتماعی و رفاهی بیبهره ماندند.
رژیم پهلوی در حالی از پیشرفت و نوسازی سخن میگفت که سیاستهایش بر تمرکز منابع، بیتوجهی به پیرامون و نادیدهگرفتن واقعیتهای اجتماعی استوار بود. فاصله فزاینده میان برخورداران و محرومان، نهتنها شکاف اقتصادی، بلکه نوعی شکاف هویتی و اجتماعی را نیز رقم زد؛ شکافی که ریشه آن در بیاعتنایی حاکمیت به کرامت انسان ایرانی نهفته بود و پیامدهای آن سالها پس از سقوط آن رژیم نیز احساس میشد.
وابستگی عمیق سیاسی و اقتصادی به قدرتهای خارجی، یکی از شاخصههای اصلی حکومت پهلوی به شمار میرفت. تصمیمگیریها اغلب نه بر اساس منافع ملی، بلکه متناسب با خواست بیگانگان انجام میشد و همین امر موجب شد ظرفیتهای عظیم انسانی و سرزمینی کشور، بهجای شکوفایی، در چرخهای از رکود، عقبماندگی و محرومیت گرفتار شود.
در این میان، مناطق مرزی و دور از پایتخت بیش از دیگر نقاط کشور آسیب دیدند. نگاه امنیتی، فقدان برنامهریزی بلندمدت و بیتفاوتی نسبت به نیازهای واقعی مردم، سبب شد این مناطق سالها از جریان اصلی پیشرفت عقب بمانند. سیستان و بلوچستان نمونهای روشن از این رویکرد ناعادلانه بود؛ استانی با استعدادهای فراوان که بهرغم ظرفیتهای انسانی و جغرافیایی، از حداقل زیرساختهای توسعهای محروم مانده بود.
سیستان و بلوچستان؛ از فراموششدگی تا حضور در متن توسعه
انقلاب اسلامی، نقطه گسست از این مسیر نابرابر تاریخی بود. با فروپاشی نظام سلطنتی، بنیانهای فکری حاکمیت دگرگون شد و مفاهیمی چون عدالت، مردممحوری و مسئولیتپذیری جایگزین مناسبات اشرافی و طبقاتی گردید. این تحول، صرفاً یک جابهجایی قدرت نبود، بلکه تغییری عمیق در نگرش به انسان، جامعه و نقش دولت در خدمترسانی عمومی محسوب میشد.
پس از پیروزی انقلاب، رویکرد جدیدی در سیاستگذاری شکل گرفت که بر رفع عقبماندگیها و جبران غفلتهای تاریخی تأکید داشت. مناطق محروم، از حاشیه تصمیمگیری به متن برنامههای کلان منتقل شدند و تلاش شد توازن ازدسترفته میان مرکز و پیرامون، بهتدریج ترمیم شود؛ مسیری که باوجود چالشها، نتایج ملموسی در پی داشت.
در استانهایی مانند سیستان و بلوچستان و شهرستانهایی چون سراوان، این تغییر رویکرد بهصورت عینی خود را نشان داد. حضور نهادهای انقلابی، افزایش توجه حاکمیتی و اجرای طرحهای زیرساختی، افق تازهای پیشروی مردم این مناطق گشود و امید به آینده را جایگزین احساس فراموششدگی و بیعدالتی تاریخی کرد.
امروز، بازخوانی این مسیر تاریخی نشان میدهد که انقلاب اسلامی، تنها یک رویداد سیاسی نبود، بلکه نقطه آغاز حرکتی تمدنی برای احقاق حقوق ملت و بازتعریف توسعه بر پایه عدالت بود؛ مسیری که تداوم آن، نیازمند پایبندی به همان آرمانها و مراقبت از انحراف از روح اولیه انقلاب است.

انقلاب اسلامی روشنگر مسیر توسعه
بدیعالزمان نوشیروانی معتمد و ریشسفید شهرستان سراوان در گفتگو با پایگاه خبری تحلیلی صبح هامون به نقل از «عصرهامون»، بیان کرد: برای فهم عمیق تحولات امروز، باید به گذشته بازگشت؛ به سالهایی که پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، زیرساختهای حیاتی همچون برق، تنها در محدودهای بسیار محدود و بهصورت نابرابر توزیع شده بود و مناطق پیرامونی و محروم، سهمی اندک یا هیچ سهمی از آن نداشتند.
وی افزود: در شهر اسفندک، یک موتور دیزلی کوچک تنها برای ساعاتی محدود در شب روشن میشد و همان روشنایی ضعیف نیز پاسخگوی نیاز مردم نبود. روستاهای اطراف بخش مهرگان حتی از این حداقل هم محروم بودند و زندگی مردم با چراغهای نفتی و وسایل ابتدایی میگذشت. با غروب آفتاب، فعالیت اقتصادی، اجتماعی و آموزشی عملاً متوقف میشد و بسیاری از امکاناتی که امروز بدیهی تلقی میشود، در آن دوران تنها در حد نام شنیده میشد.
این معتمد محلی با اشاره به تحولات بنیادین پس از انقلاب اسلامی تصریح کرد: یکی از دستاوردهای مهم انقلاب، تغییر رویکرد حاکمیتی نسبت به مناطق محروم بود. برقرسانی دیگر یک امتیاز لوکس تلقی نمیشد، بلکه بهعنوان حق مردم و نماد عدالت اجتماعی در دستور کار قرار گرفت. با آغاز پروژههای ملی، خطوط انتقال برق از شهر اسفندک عبور کرد و بهتدریج به روستاهای دورافتاده، کوهستانی و صعبالعبور بخش مهرگان رسید.
نوشیروانی ادامه داد: برق، صرفاً تاریکی را از میان نبرد، بلکه کیفیت زندگی مردم را متحول کرد. روشنشدن معابر، امنیت اجتماعی را افزایش داد و آرامش روانی بیشتری برای خانوادهها به همراه آورد. همچنین امکان استفاده از وسایل سرمایشی و نگهداری بهداشتی مواد غذایی و دارو، نقش مؤثری در ارتقای سطح سلامت عمومی ایفا کرد.
وی خاطرنشان کرد: با تثبیت برق، اقتصاد محلی جان تازهای گرفت. مغازهها ساعات کاری خود را افزایش دادند و کارگاههای کوچک تولیدی و خدماتی مانند خیاطی، جوشکاری و آسیابهای برقی شکل گرفت که به ایجاد اشتغال و افزایش درآمد خانوارها انجامید. در حوزه آموزش نیز، دانشآموزان امکان مطالعه در ساعات شب را پیدا کردند و مدارس توانستند از ابزارهای ساده کمکآموزشی بهره ببرند؛ امری که مسیر رشد علمی نسل جدید را هموار ساخت.
عدالت بهجای تمرکز؛ میراث ماندگار انقلاب اسلامی در توسعه ملی
معتمد شهر اسفندک با تأکید بر آثار اجتماعی برقرسانی گفت: زمانی که مردم دیدند برق به روستاهای دورافتاده آنها نیز رسیده است، احساس کردند در معادلات توسعه کشور دیده شدهاند. این موضوع، حس تعلق بهنظام و کشور را تقویت کرد و فاصله ذهنی میان مرکز و مناطق پیرامونی را کاهش داد. برق، بهنوعی نماد پیوند فیزیکی و معنوی این مناطق با پیکره ملی بود.
بدیعالزمان نوشیروانی در پایان با اشاره بهضرورت آیندهنگری گفت: امروز برق به بخشی جداییناپذیر از زندگی مردم تبدیل شده است، اما تداوم این نعمت نیازمند نوسازی زیرساختها، مدیریت هوشمند مصرف و توجه به انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه در مناطق مستعدی مانند مهرگان است.
برق فقط روشنایی نبود؛ امید آفرید، اعتماد ساخت و نشان داد که انقلاب اسلامی توانست مسیر توسعه عادلانه را برای همه مناطق کشور هموار کند. امیدواریم این نور، پایدار و روزبهروز پرفروغتر بماند.
انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید