×

یادداشت؛
مدیریت راهبردی رهبری در بحران منطقه

  • کد نوشته: 11770
  • ۱۹ بهمن ۱۴۰۴
  • ۰
  • در میانهٔ انباشت بحران‌ها و تهدیدهای امنیتی در غرب آسیا، مدیریت راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی باتکیه‌بر بازدارندگی فعال، عقلانیت سیاسی و اشراف دقیق بر معادلات منطقه‌ای، نقشی تعیین‌کننده در مهار تنش‌ها و جلوگیری از تبدیل بحران‌های مقطعی به جنگی فراگیر ایفا کرده و ایران را به بازیگری اثرگذار در حفظ ثبات منطقه بدل ساخته است.
    مدیریت راهبردی رهبری در بحران منطقه

    عباس نورزائی فعال اجتماعی در یادداشتی به صبح هامون به نقل از  اوشیدا نوشت: در شرایطی که منطقهٔ غرب آسیا همواره در معرض تنش‌های ساختگی و پروژه‌های بی‌ثبات‌سازی قدرت‌های فرامنطقه‌ای قرار دارد، مواضع هوشمندانه و حساب‌شدهٔ رهبر معظم انقلاب اسلامی، نقش تعیین‌کننده‌ای در مهار بحران‌ها و جلوگیری از درگیری‌های پرهزینه ایفا کرده است.

    بیان صریح این هشدار که «اگر جنگی تحمیل شود، این بار ماهیتی منطقه‌ای خواهد داشت»، نه یک تهدید احساسی، بلکه محصول یک محاسبهٔ دقیق راهبردی و شناخت عمیق از معادلات امنیتی منطقه است. این سخن، نقشهٔ ذهنی تصمیم‌سازان منطقه و جهان را تغییر داد و هزینهٔ هرگونه ماجراجویی نظامی را به‌طورجدی افزایش داد.
    بازدارندگی فعال؛ ابتکار رهبری ایران
    رهبر انقلاب باتکیه‌بر اشراف اطلاعاتی، تجربهٔ میدانی و شناخت درست از موازنهٔ قدرت، همواره مسیر «بازدارندگی فعال» را جایگزین «واکنش منفعلانه» کرده‌اند. این رویکرد موجب شده است ایران، نه به‌عنوان بازیگری قابل فشار، بلکه به‌عنوان محور ثبات و عقلانیت در منطقه شناخته شود.

    اقتدار رهبری و بازدارندگی منطقه‌ای ایران
    از منظر دیپلماسی منطقه‌ای، این موضع هوشمندانه باعث فعال‌شدن کانال‌های رایزنی میان کشورهای همسایه شد. بسیاری از دولت‌های منطقه، با درک تبعات یک جنگ فراگیر، ترجیح دادند نقش میانجی و تسهیل‌گر گفت‌وگو را بر همراهی با پروژه‌های تنش‌آفرین ترجیح دهند. این تحول، مستقیماً حاصل پیام روشن و مقتدرانه‌ای بود که از تهران مخابره شد.

    نکتهٔ قابل‌توجه آن است که این راهبرد، بدون هیاهوی رسانه‌ای و بدون ورود به فضای هیجانی دنبال شد. قدرت تاکتیکی رهبر انقلاب در آن است که در عین قاطعیت، مسیر عقلانیت را باز نگه می‌دارند و هم‌زمان، پیام بازدارندگی را به‌گونه‌ای منتقل می‌کنند که طرف مقابل مجال خطای محاسباتی پیدا نکند.

    مدیریت هم‌زمان «میدان و دیپلماسی» از ویژگی‌های برجستهٔ این رهبری است. هماهنگی میان توان دفاعی کشور، دیپلماسی منطقه‌ای و مواضع سیاسی، نشان می‌دهد که تصمیم‌ها بر پایهٔ یک نقشهٔ جامع امنیت ملی اتخاذ می‌شود، نه واکنش‌های مقطعی.

    تجربهٔ سال‌های اخیر اثبات کرده است که اقتدار ایران، بیش از آنکه مبتنی بر شعار باشد، ریشه در عقلانیت راهبردی و هدایت تاکتیکی رهبر انقلاب دارد. این الگو، نه‌تنها از منافع ملی صیانت کرده، بلکه منطقه را از ورود به چرخهٔ ویرانگر جنگ‌های فراگیر دور نگه داشته است.

    امروز بیش از هر زمان روشن است که ثبات نسبی منطقه، مرهون رهبری‌ای است که تهدید را به فرصت بازدارندگی و بحران را به میدان مدیریت هوشمندانه تبدیل کرده است.

    در این چارچوب، رهبری انقلاب با پرهیز از دوگانه‌سازی‌های خطرناک «جنگ یا عقب‌نشینی»، معادله‌ای سوم را به صحنه آوردند؛ معادله‌ای که در آن، اقتدار دفاعی، هوشمندی سیاسی و صبر راهبردی در کنار هم عمل می‌کنند. این رویکرد سبب شد دشمنان، نه‌تنها از اقدام نظامی مستقیم پرهیز کنند، بلکه در محاسبات خود، همواره احتمال پاسخ‌های چندلایه و پیش‌بینی‌ناپذیر ایران را لحاظ کنند. چنین مدیریتی، امنیت ملی را از سطح واکنش کوتاه‌مدت فراتر برده و آن را به یک «بازدارندگی پایدار» در سطح منطقه‌ای ارتقا داده است..

     

    انتهای خبر/

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *