وصیتنامه شهید؛پنجشنبهها به مزار شهدا بیایید
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «صبحهامون»، شهید «حسین عالی»، هشتم دیماه ۱۳۴۵، در روستای ورمال از توابع شهرستان زابل به دنیا آمد. پدرش اصغر و مادرش فرخ نام داشت. تا اول متوسطه درس خواند. بهعنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و یکم بهمنماه ۱۳۶۴، در اروندرود بر اثر بمباران هوایی و اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار او در بهشت مصطفی شهرستان زاهدان قرار دارد. برادرش ابراهیم نیز شهید شده است.
بسمالله الرحمن الرحیم
«ربَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَی الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ»
اینجانب حسین عالی فرزند اصغر شماره شناسنامه ۱۸۸۹ تاریخ تولد ۱۳۴۵ وصیت من، وصیت دیگر شهدای اسلام است «السلام علیک یا حسین بن علی (ع)، السلام علیک یا حجه الله علی خلقه». با سلام و درود به امامزمان (عجلالله تعالی فرجه الشریف) و نایب برحقش امام خمینی و با سلام و درود بر تمامی رزمندگان اسلام که از همه نظر در راه خدا جهاد کردند. «الَّذِینَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِی سَبیل اللَّهِ» و با سلام و درود بر تمامی خانوادههای شهدا.
عمیق و از راه درست به موضوعات فکر کرده و بعد از آن عمل کنید. مرگ فریضهای است که سراغ همه نوع جاندار خواهد آمد. ولی مرگ در انسان به دو نوع تقسیم میشود: یکی مرگ در رختخواب و با ذلت و دیگری شهادت در راه خدا و پیداکردن سعادتش آن است که میباید اول به طور عمیق فکر کرده و بعد عمل نماید. اما انسانهایی هستند که فکر را برای خاص احساسات بیان کرده و بر خواسته قلبشان ناآگاهانه و نادرست عمل میکنند کهاینطور انسانها، انسانهایی هستند که تاریخ بهخوبی از آنها یاد نخواهد کرد.
پس بیایید بافکر و اندیشهای عمیق و درست به موضوعات آنها را عمل کنیم. من با عشقی که به خدا داشتهام بهسوی او رفتهام. من بهعنوان یک فرد مسلمان و بهحکم وظیفه شرعی و دینی که داشتم قدم در این را گذاشتم و خداوند بزرگ را شکر میکنم که چنین سعادتی نصیب من کرد و چنین رهبری جلو راهم قرارداد و ذرهای نور ایمان در من روشن نمود، تا خود و خدای خود را بشناسم. اکنون که در میان شما نیستم و خداوند لیاقت شهادت را نصیب من کرد، چنان که خود را لایق میدانستم پیام من را به گوش این منافقین کوردل و دشمنان اسلام که ما را ناآگاه میپندارند، برسانید کـه مـا پیروزیم و جبهه حق همیشه پیروز بوده.
ای برادران مسلمان باید هجرت کرد باید کـه بـار سفر بست. باید حرکت کرد. باید پرواز کرد اوج گرفت هجرتی بزرگ از فرش تا عرش. بیایید یاران با ما هم سفرشوید، گرچه راه درازی است؛ اما این خط ماست و این جاده پرفرازونشیب ما. از «إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» از خدا هستیم و بهسوی او بازگشت میکنیم. بنگرید که چگونه جغد کور شبپرست، در واپسین لحظههای تاریکی با نامردی هجومی بر ما گرفت و روباه پیر زمان دندانتیز کرد تا بر گلوی پرنده خونین بال انقلاب زخمی کاری زند و شما ای ملت مسلمان ایران در زیر پرچم «اللهاکبر و لا اله الا الله»، مستضعفین جهان را آزاد کنید. از خدا بخواهید تا ظهور حضرت مهدی (عجلالله تعالی فرجه الشریف) امام را برای اسلام و امت شهیدپرور حفظ کند.
ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمیتوانید جواب زینب (سلامالله علیها) را بدهید. جبهه دانشگاه است، دانشگاه انسانسازی. در آنجا انسان از مادیات میبرد و به معنویات الهی میپیوندد و باید جوانها هجوم بیاورند به جبههها، زیرا حضور جوانها در جبهه باعث پیروزی میشود و اگر خدایناکرده در این باره سستی شود، باید جوابگوی شهدا در روز محشر باشید. محصلین عزیز با درسخواندن راه شهدا را ادامه دهید و با همین عمل ضربه محکمی بر دهان امپریالیسم شرق و غرب بزنید و هرگز تسلیم دشمن نشوید و فقط تنها تسلیم در برابر خدای بزرگ باشید.
ای جوانان همهتان مسئولید که بکوشید و ملتهای تحت ستم را از زیر یوغ استکبار آزاد کنید و برای اینکه مستضعفین را از زیر یوغ استکبار در آورید، باید به جبههها هجوم بیاورید و صدامیان را در مرحله اول نابود کنید. پدرم میدانم فراق من بارگرانی بر دوش تو نهاده است، اما این را هم میدانم که قامت استوار و مردانه تو را تاب بیش از این است. چرا که بیش از این حلم تو و شجاعت تحسینبرانگیز را در فراق برادر دیگرم که به دست بعثیون به شهادت رسید، دیدهام و میدانم که چگونه فرزندانت را ابراهیموار به مسلخ عشق روانه میکنی. پدرم میدانم که با رفتن من تو با آن غیرت و مردانگیات از پای نخواهی نشست و فرزندان دیگرت را روانه جبههها خواهی کرد.
چون مردم انقلابی که کردهاند یک انقلاب اسلامی است و ملت آگاه ما انقلاب اسلامی را درک کرده است و جلوی شما را خواهد گرفت و شما محتکران را از بین خواهد برد.
خانوادههای شهدا شما که بهترین عزیزانتان را در راه خدا دادهاید و هنوز هم عزیزان دیگرتان را به جبهه میفرستید، شما با صبر و استقامت به مزدوران خارجی و منافقین که در داخل کشور هستند، بفهمانید که هنوز هم اگر احتیاج باشد خودتان به جبهه خواهید آمد، ولی نمیگذارید که دشمن خدا و قرآن بر شما حکومت کند.
و ای امت شهیدپرور ایران به شما بگویم که روزهای پنجشنبه در مزار شهدا حاضر شوید و با این کارتان به خانوادههای شهدا بگویید که ملت حزبالله هنوز در صحنه است و نمیگذارد که خون شهدا پایمال شود و ای امت شهیدپرور در نمازجمعه و دعاهای توسل و کمیل و دیگر دعاها شرکت کنید که این نمازجمعهها و دعاها بود که ما را اینچنین استوار گردانید. برادران و خواهران این دعاها و نمازجمعهها بود که ملت ما کنون سرافراز و سربلند بوده است و با این دعاها شما میتوانید ایمانتان را قوی کنید و باایمان قوی میتوانید دشمن زبون را از بین ببرید و نابود کنید.
و در آخر هم چند جمله برای همسنگرانم یعنی دانشآموزان بگویم: ای دانشآموزان از شما میخواهم که درسهایتان را خوب بخوانید، دانشآموزان گرامی شمایید امید آینده انقلاب اسلامی. دانشآموزان شما همراه درسخواندن امیدوارم که اگر در جبهه احتیاج باشد بر جبههها بیایید. در آخر از شما پدر و مادر که برای شما فرزند خوبی نبودم. حلالیت میطلبم از شما برادران و خواهرانم هم حلالیت میطلبم و از شما خویشان و قومان و دوستان نیز حلالیت میطلبم. موضوع دفن هر جور پدر و مادر میگویند.
انتهای خبر/

دیدگاهتان را بنویسید