×

کارشناس سیاسی شهرستان هامون:
مداخلات آمریکا بی‌ثباتی و بحران آفرید

  • کد نوشته: 10363
  • ۱۵ دی ۱۴۰۴
  • ۰
  • کارشناس سیاسی شهرستان هامون مطرح کرد: مداخلات آمریکا در کشورهای مختلف، از عراق تا لیبی، پیامدهایی چون بی‌ثباتی سیاسی، بحران اقتصادی و تضعیف امنیت عمومی داشته و نشان می‌دهد دخالت خارجی، حتی با اهداف ظاهری، اغلب پرهزینه است.
    مداخلات آمریکا بی‌ثباتی و بحران آفرید

    به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه خبری تحلیلی تحلیلی «صبح هامون» مجتبی قزاق‌میری بیان کرد: دخالت‌های آمریکا، چه به‌صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، همواره با ادعاهایی نظیر دفاع از امنیت ملی، ترویج دموکراسی یا مبارزه با تروریسم توجیه شده است، اما بررسی تجربیات تاریخی نشان می‌دهد که این مداخلات در اغلب موارد پیامدهای منفی گسترده‌ای بر امنیت، معیشت و آزادی‌های مردم کشورهای هدف برجای گذاشته است.

    تضعیف آزادی‌های مدنی

    وی گفت: در حوزه آزادی‌های مدنی نیز، مداخلات ایالات متحده آمریکا که گاه با شعار ترویج دموکراسی همراه بوده، در عمل به حمایت از رژیم‌های سرکوبگر و تضعیف حقوق و آزادی‌های عمومی انجامیده است. در بسیاری از موارد، آمریکا با سرنگونی دولت‌های مردمی یا پشتیبانی از نخبگان وابسته و حکومت‌های اقتدارگرا، زمینه سرکوب جنبش‌های اجتماعی، کارگری و مطالبات عدالت‌خواهانه ملت‌ها را فراهم کرده است.

    قزاق میری ادامه داد: از نظر معیشتی، مداخلات ایالات متحده آمریکا در کشورهای مختلف غالباً به تخریب اقتصاد ملی منجر شده و پیامدهایی مانند گسترش فقر، تورم فزاینده و وابستگی اقتصادی را به همراه داشته است. در عراق، پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳، تحریم‌ها، تخریب زیرساخت‌ها و فساد دولت‌های پس از صدام موجب رکود اقتصادی شد. کاهش تولید نفت، افزایش نرخ بیکاری و سقوط شمار زیادی از شهروندان به زیر خط‌فقر، از جمله نتایج این روند بوده است؛ روندی که وابستگی اقتصادی عراق به کمک‌های خارجی را به طور چشمگیری افزایش داد.

    نمونه تاریخی کودتای ۱۳۳۲ در ایران

    این کارشناس مذهبی ادامه داد: در ایران، کودتای سال ۱۳۳۲ که با حمایت ایالات متحده آمریکا و بریتانیا علیه دولت قانونی دکتر محمد مصدق و در واکنش به ملی‌شدن صنعت نفت انجام شد، به بازگشت شاه به قدرت انجامید. این مداخله خارجی، وابستگی اقتصادی ایران به غرب را تشدید کرد و در سال‌های بعد، به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، تحریم‌های گسترده اقتصادی پیامدهایی چون تورم بالا، افزایش بیکاری و کاهش دسترسی مردم به کالاهای اساسی را به همراه داشت.

    قزاق میری مطرح کرد: در حوزه آزادی‌های مدنی، مداخلات ایالات متحده آمریکا که گاه با شعار ترویج دموکراسی صورت‌گرفته، در عمل به حمایت از رژیم‌های سرکوبگر و تضعیف حقوق و آزادی‌های عمومی انجامیده است. در بسیاری از موارد، آمریکا با سرنگونی دولت‌های مردمی یا پشتیبانی از نخبگان وابسته و حکومت‌های اقتدارگرا، زمینه سرکوب جنبش‌های اجتماعی، کارگری و مطالبات عدالت‌خواهانه را فراهم کرده است.

    پیامدهای جنگ عراق

    وی افزود: در جریان جنگ عراق، سرنگونی حکومت صدام حسین موجب فروپاشی نهادهای دولتی، تشدید خشونت‌های فرقه‌ای و گسترش ناامنی شد. در این دوره، بیش از ۱۸۰ هزار غیرنظامی جان خود را از دست دادند، زیرساخت‌های حیاتی تخریب شد و میزان فقر از حدود ۲۰ درصد به بیش از ۳۰ درصد افزایش یافت. زنان و اقلیت‌ها بیشترین آسیب را متحمل شدند و دسترسی آن‌ها به آموزش و خدمات بهداشتی به‌شدت کاهش یافت. ظهور گروه‌هایی مانند داعش بی‌ثباتی را طولانی کرده و عدالت اجتماعی را بیش‌ازپیش تضعیف کرده است.

    قزاق میری تأکید کرد بررسی اسناد و شواهد تاریخی نشان می‌دهد که رفتار اقتصادی آمریکا در قبال منابع طبیعی و اقتصادی دیگر کشورها الگویی مشخص دارد که معمولاً با عنوان «امپریالیسم اقتصادی» شناخته می‌شود. این الگو شامل ابزارهایی مانند دخالت سیاسی، کودتا، فشار اقتصادی از طریق تحریم‌ها و وام‌های مشروط و در برخی موارد مداخله نظامی مستقیم برای حفظ منافع شرکت‌های آمریکایی و دسترسی به منابع راهبردی است.

    تمرکز بر کشورهای درحال‌توسعه و منابع غنی

    این کارشناس ادامه داد: این رویکرد به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه و دارای منابع غنی مانند نفت، مواد معدنی و محصولات کشاورزی مشاهده می‌شود. کشورهایی که سیاست‌های ملی‌گرایانه، از جمله ملی‌سازی صنایع، اتخاذ می‌کنند، معمولاً به تهدیدی برای منافع آمریکا تبدیل می‌شوند. اگرچه این اقدامات با توجیه‌های ایدئولوژیک مانند مبارزه با کمونیسم یا تروریسم انجام شده‌اند، اما ریشه اصلی آن‌ها عمدتاً اقتصادی است.

    قزاق میری بیان کرد: کودتای سال ۱۳۳۲ در ایران نمونه‌ای از مداخله اقتصادی و سیاسی آمریکا و بریتانیا بود که منجر به سرنگونی دولت مصدق و تقویت رژیم شاه شد. این اقدامات، سهم قابل‌توجهی از درآمد نفت ایران را به شرکت‌های آمریکایی داد و پیامدهایی چون افزایش تروریسم، بی‌ثباتی منطقه‌ای و تشدید نابرابری اقتصادی را به همراه داشت.

    اهداف و پیامدهای مداخلات آمریکا در کشورهای مختلف

    وی افزود: مداخلات آمریکا در کشورهای مختلف، از جمله عملیات نظامی، کودتا، حمایت از شورش‌ها و کمک‌های اقتصادی، اغلب با اهدافی مانند ترویج دموکراسی، مقابله با کمونیسم یا حفاظت از منافع اقتصادی توجیه می‌شوند. این مداخلات پیامدهایی منفی بر ساختار سیاسی و اجتماعی کشورها داشته و باعث بی‌ثباتی، افزایش فساد، نقض حقوق بشر و ظهور گروه‌های افراطی شده است.

    کارشناس سیاسی مطرح کرد: پیامدهای مداخلات آمریکا در عراق پس از خروج نیروهای این کشور تشدید شده است. سرنگونی حکومت صدام حسین باعث فروپاشی ساختار دولتی، شکل‌گیری خلأ قدرت، ظهور داعش و گسترش جنگ‌های فرقه‌ای شد. باوجود خروج نیروهای آمریکایی در سال ۲۰۱۱، عراق همچنان با فساد، بی‌ثباتی سیاسی و نفوذ قدرت‌های خارجی مواجه است.

    وضعیت لیبی پس از مداخله ۲۰۱۱

    وی گفت: در لیبی نیز در سال ۲۰۱۱، حمایت آمریکا و متحدانش از شورش علیه معمر قذافی، این کشور را به یک دولت شکست‌خورده تبدیل کرد. پیامدهای این مداخله شامل جنگ داخلی مداوم، شکل‌گیری بازارهای برده‌داری مدرن، مهاجرت گسترده و فروپاشی اقتصاد ملی بوده است؛ وضعیتی که تا امروز ادامه دارد و معیشت مردم را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار داده است. این موارد نشان می‌دهد که مداخلات خارجی اغلب کشورها را به‌نوعی وابستگی سیاسی یا اقتصادی سوق می‌دهد که حتی پس از پایان مداخله نیز تداوم می‌یابد.

    این کارشناس افزود: دخالت‌های ایالات متحده در امور کشورهای خارجی معمولاً با بی‌ثباتی بلندمدت، تضعیف امنیت عمومی و آسیب جدی به معیشت مردم همراه بوده است. بررسی نمونه‌های تاریخی، از جمله عراق، افغانستان، ویتنام، لیبی، سوریه، شیلی و گواتمالا، نشان می‌دهد که اگرچه شکل مداخله‌ها متفاوت بوده است، اما الگوی تخریب در بسیاری از آن‌ها مشابه است.

    تفاوت شیوه مداخلات آمریکا در مناطق مختلف

    قزاق میری مطرح کرد: در غرب آسیا، مانند عراق و افغانستان، مداخلات آمریکا عمدتاً به‌صورت نظامی مستقیم و طولانی‌مدت انجام شده و با اشغال، جنگ‌های فرسایشی و هزینه‌های اقتصادی سنگین همراه بوده است. در آمریکای لاتین، از جمله شیلی و گواتمالا، مداخلات بیشتر پنهان و از طریق کودتا یا حمایت از شورشیان انجام شد که اگرچه بی‌ثباتی کوتاه‌مدت ایجاد کرد، اما سرکوب سیاسی و اجتماعی طولانی‌مدت به دنبال داشت. در ویتنام نیز مداخله ترکیبی از جنگ مستقیم بدون اشغال دائمی بود که تخریب اقتصادی و انسانی سریع و عمیقی برجای گذاشت.

    وی گفت: این مداخلات در مجموع به افزایش احساسات ضدآمریکایی، گسترش بی‌اعتمادی منطقه‌ای و تضعیف امنیت جهانی منجر شده‌اند. نتیجه کلی این تجربیات تاریخی آن است که مداخلات خارجی، به‌ویژه مداخلات نظامی، اغلب با عواقب ناخواسته و پرهزینه همراه بوده و ضرورت دارد سیاست‌گذاران به‌جای تکرار این رویکردها، راهکارهای غیرنظامی، دیپلماتیک و مبتنی بر احترام به حاکمیت ملت‌ها را در اولویت قرار دهند.

    انتهای خبر/

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *